روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۱۱ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

+ میگفت چون پول نداشتیم، داداشها و خواهرا، همه پولامون رو میذاشتیم روی هم، میدادیم داداش کوچیکه بره سینما. چون خیلی خوب فیلم تعریف میکرد :-)


+ دوست حاجی وقتی شنید اردیبهشت رفتیم دشت لار خوابیدیم، میگفت کسی نمیره اونجا توی اردیبهشت بخوابه، چون پلنگ ها میان سمت دریاچه بخاطر شکار!! 

پلنگ آخه؟!!! خب ما رفتیم و خوش گذشت... احتمالاً چون نمیدونستیم! حالا فهمیدیم که صداهای شبونه بیرون چادر، توهم نبوده!  :-||||


+ حاجی واسه سفر دشت لار، یه شعر دو خطی گفت ، رفت وزارت ارشاد، از کل ۲۵ کلمه ، ۳۴ تا اصلاحیه خورد! :-)) خلاصه اینو مجوز دادن:

«هوا ... بود 

باران، .. .... می بارید 

صاعقه ....

..... بر بالینم .......»


+ اون پست محیط زیست (سه پست قبل) ، یه شماره ۲ خیلی مهم داره.


+ حس بچه های دو سه ساله رو دارم که خودشون دست به ماشین لباسشویی میزنن!! بعد از پنج ماه از عمل زانو امروز تونستم مثل آدم بشینم سر دستشویی و... :-))


+ خدا کمک کنه، اواسط مرداد دوباره بریم سبلان. خرس مرا میخواند...


+ چی؟ مسابقه عکاسی؟!


  • دکتر میم

مطالبه

۲۷
تیر

این روزها در هجوم خبری رانتخوارها و مفاسد اقتصادی و اختلاس افراد و بانکها (نه که مثلاً قبلاً نبوده و الان زیاد شده) ، در بلندرین قله پرچمداران اسلام، و اعلام هر روزهٔ «م.م.» و «ح.ه.» و «س.م.م.ر» ها، از سر بی حوصلگی رفتم سراغ زندگینامه مختصر خانم «کیتاروویچ» ، همون خانوم رییس جمهور کرواسی که برای بعضیا خوشگل، گرم و صمیمی و خاکی و با احترام و برای بعضیا فساد ملی، هنجارشکن و مسخره بود.

این بنده خدا زحمت زیادی کشیده و درس خونده و پله پله بالا رفته و سالهای گذشته سفیر کرواسی در امریکا بوده ،، یه بار یه خبری میاد که شوهر این خانم کیتاروویچ ، از ماشین سفارت، برای چند تا از کارهای شخصیش در شهر استفاده کرده. سرچ کردم و فهمیدم ، در چهار مورد و طی دو هفته!

این خبر که میاد و مطرح میشه، خانم کیتاروویچ رسماً از مردمش عذرخواهی میکنه و هزینه و جریمه استفاده شخصی شوهرش از اموال عمومی رو پرداخت میکنه... 

(هههعععییییی ،،،، والا آخه اینم شد مسئول؟ :- )

و در این جام جهانی هم با هزینه شخصی و با پرواز عمومی به روسیه میاد و برای خودش بلیط عمومی ورزشگاه میخره،، و جناب پوتین لطف میکنن و وقتی میفهمن، ایشونو میبرن به جایگاه ویژه، و میگه (با لهجه تند روسی بخونین) : « آخه زن، تو آبروی رییس جمهورا رو بردی، بیا اینم یه کارت ویژه، به همه سپردم با این کارت سر همه بازیا بفرستنت جایگاه ویژه... برو اینقدر تظاهر به نوعدوستی و صمیمیت نکن. ما خودمون ذغال فروشیم عامو... اصلا سیستم اُلیگارشی رو ما ساختیم، کشورهای پایین ترمون هم رعایت میکنن، تو که دیگه از خودمونی، تو چرا آخه؟... آخه رییس جمهور، اینجوری؟» :-))

این خنده آخری از سر استیصاله :-(


  • دکتر میم

schedule

۲۶
تیر

من استاد برنامه ریزی توی خوابم :-))

ساعتو آلارم گذاشتم برای ساعت ۷ ،، یه چشممو باز کردم و گفتم خب ، وزارت بهداشت که باید ساعت ۹ برم، انبار شهرک صنعتی هم ۱۱ ، تا ۴_۵ عصر هم دفتر دکتر امینی.... پس ساعت ۸ پامیشم، بین راه کارای مالیات هم تلفنی میکنم...

و میخوابم... و حدودای ۸:۳۰ توی خواب، برنامه رو مرتب میکنم که خب وزارت بهداشت که تا کارمندها صبحونه بخورن و بشینن پشت میز میشه ۱۰ ،، تماسها هم که بین راه،، انبار هم امیر زودتر میره تا یه سری کارا رو بکنه، من میرسم....

نهایتاً ساعت ۹:۳۰ بیدار شدم و امیر رو فرستادم وزارت بهداشت، خودمم چون با تماس حل نشد، رفتم مالیات و انبار شهرک صنعتی رو کلاً پیچوندم و عصر رفتم منیریه شلوار کوه بخرم و شب رفتم پیش دکتر امینی... :-))

بعضی روزااا دیگه نمیییییشه! 


  • دکتر میم

نذر طبیعت

۲۱
تیر

+ قدیما بازار حیوانات، مولوی بود، همه چی میفروختن، شیر، پلنگ، سگ، مار ، پرندگان،... الان چند ساله جمعشون کردن و بردن خلیج ، شماره دو (قسمتی از اتوبان آزادگان تهران) ، پارسال رفته بودیم دیدیم همش شده پرندگان و ماهی، اونم بشکل قانونی. یه نفرو کشیدیم کنار گفتیم پس بقیه حیوونا چی؟ گفت چی میخوای؟ یه شماره داد و رفتیم بیرون مجتمع و زنگ زدیم، طرف رو پیدا کردیم، گفتیم یه چیزی بگیم که نداشته باشه. طرف گفت چی میخوای؟ گفتم گورخر! ،،، یه دفترچه باز کرد و ورق زد، عکس دوتا گورخر نشون داد، با اسم و سن و شناسنامه و نژاد و.... :-| گفتم چند؟ گفت ۱۹ میلیون! گفتم اسب آبی هم داری؟ یه دونه از اون نگاه ها کرد و... گفت میارم... :-| رفتم که بپرسم دایناسور؟ گودزیلا؟... که دیگه ترسیدم بزنه مارو...


+ من با اینایی که کمپین برای گربه ها میزنن و گربه های خیابونی رو جمع میکنن و میبرن توی خونه نگه میدارن، مخالفم. ذات ساختار بدنی گربه برای زندگی کولی وار در شهر و خرابه ها ساخته شده و develop شده :-) گربه های خیابونی در فضای خونه ها آزار میبینن، ناراحتن، زجر میکشن. ما عادت داریم عن بعضی چیزا رو در بیاریم.


+ خیلی از نژادهای سگ های جدید، مخصوصا این کوچولو تزئینی ها، ژنتیکی ساخته میشن! و در این بین همیشه قسمتی از مشخصات جانوری از دست میره! یعنی ذاتشون اون ویژگی های سگ رو نداره! باباااا، سگ باید حمله بکنه و تیکه تیکه ت بکنه، نه این سگها که دعواشون میکنی، ناراحت میشن!! تازه این سگ ژنتیکی ها اگه برن توی قسمت بار هواپیما برای سفر، از ترس، سکته میکنن!! بلا بدور!


+ اولین و آخرین باری که یوزپلنگ آزاد دیدم، منطقه محافظت شده خارتوران (از مهمترین ذخیره گاه های یوز آسیایی در جهان) سال ۸۲ بود. خانم ابتکار اومد برای بازدید، ما هم یه گروه ده نفری تونستیم بریم و سه روز اونجا بمونیم و با محیطبان ها بگردیم دنبال یوزپلنگ. روز دوم بالاخره یه دونه یوزپلنگ آسیایی از دور دیدیم... خیلی لحظه باحالی بود. یوزپلنگ ها بشدت در حال انقراض ان. معمولا شمارش یوزها با تخمین و تله دوربینه، که دوربین اتوماتیک میذارن که عکس بگیره و تعداد حدودیشون مشخص بشه. الان تعداد زیادیشون توی جاده های بین شاهرود و سبزوار، در تصادف با ماشینها کشته میشن! الان سالهاست بخاطر کم آبی و کم شدن شکار و غذا، یوزها مسافت های زیادی رو در مناطق محافظت شده حرکت میکنن و گاهی از جاده رد میشن. یادتون باشه، یوزپلنگ وقتی نور ماشین توی چشمش میوفته، بیناییش مختل میشه و نمیتونه ماشین رو تشخیص بده. پس وقتی شبها از این مسیرها رد میشین (جاده تهران مشهد ، حدفاصل شاهرود تا سبزوار) ، خیلی حواستون به این حیوونا باشه.


+ خداروشکر دوساله که با همت گروهی از بچه های محیط زیست و پول جمع شده، در این مناطق آبگذاری میشه. همین باعث میشه آهوها و کل ها و بزهای وحشی بیشتر بشن و خوراک یوزپلنگ ها تامین بشه و نر و ماده ها برای غذا پراکنده نشن! 

در سایت «نذر طبیعت» میتونید به این قضیه و همینطور موارد محیط زیستی مهم کشورمون کمک بکنید و اگه میتونید، این کارو بکنید. پول ها بشدت با دقت و وسواس خرج میشه.


+ وسط اینهمه اوضاع خراب محیط زیست، هفته پیش دوخبر خوب اومد. اول اینکه «وطن نوروزی» ، محیطبانی که در درگیری با شکارچیان، یه نفرو کشته بود و چند ماه زندان بود، با وجه المصالحه ای که بالاخره با همت عالی جمع شد، آزاد شد و برگشت. ۲۳۰ میلیون تومن سازمان حفاظت محیط زیست داد و حدود ۵۰۰ میلیون هم کمک مردم. مورد دوم هم چند روز پیش توی پارک ملی خارتوران، یه یوزپلنگ ماده با چهار توله یوز دیده شدن! :-)) ببینین چقددد باحالن :-)


  • دکتر میم

جداً برای شماره شیش خیلی صبر کردیم و خیلی زحمت کشیدیم.

از اون شبی که برنامه ماه عسل (واکسن زگیل تناسلی) پخش شد تا الان اتفاقات زیادی افتاد. فردای اون شب موجی در کشور افتاد و هزاران نفر هجوم بردن برای تزریق و حتی همچنان ادامه داره. اما چیزی که خیلی عجیب بود، و از همون شب بشدت فکرمونو مشغول کرد، مطرح کردن یه واکسن تحت آزمایش و تایید نشده و از همه مهمتر فساد و باندبازی کشور ما در وزارت بهداشت بود. و مطرح کردنش توسط یه دختر خوش زبون (و سابقه پرابهام) که نه اون بیماری رو داشته و نه تخصصی در اون مورد!! اونم در یه برنامه پربیننده تلویزیون! از شب پخش برنامه با چند تا از دوستان مخصوصاً سید مصطفا و صبادوست و همکار دامپزشکم در مرکز تحقیقات تگزاس) خیلی درموردش گشتیم و پرسیدیم و آمار گرفتیم...

نمیخوام درمورد ویروس ها و جزئیات واکسن صحبت کنم، اما همه پنج مورد (پست های یک تا پنج) قبل رو درنظر بگیرید... و از خودتون و مسئولین، سوال بپرسید و فکر کنید!

- ما حدود ۱۵۰ نوع ویروس زگیل تناسلی داریم و واکسن گارداسیل، در برابر ۴ نوع ویروس ایجاد مقاومت میکنه.

- مقاومت این واکسن حدود ۱۰ ساله 

- این واکسن در بعضی کشورهای پیشرفته دنیا ممنوع شده و خیلی کشور های دیگه دنیا درحالی که خودشون تکنولوژی واکسن رو دارن، اما تزریقش نه اجباره، نه تبلیغ میشه! چیزی که تبلیغ میشه و روش کار میشه، رعایت بهداشت فردی، غربالگری سرطان دهانه رحم، انجام آزمایشات دوره ای، آزمایشات پاپ اسمیر و... و همینطور دقت و مراقبت در انتخاب و تنوع شریکهای جنسیه!

- در امریکا (مرجع سازمان بهداشت جهانی) واکسن فقط یه توصیهٔ خیلی حاشیه ایه و خیلی محدود. بخاطر اینکه هنوز در حال تست و آزمایشه و در اسراییل (از قویترین جوامع تکنولوژی دارویی و پزشکی) واکسنی در کار نیست. البته اسراییل خودش بزرگترین توسعه دهنده واکسن هاییه که خودش مصرف نمیکنه.

- اولین بار واکسن گارداسیل در سال ۲۰۰۶ توسط شرکت قدرتمند و بزرگ Merck ساخته شد و اومد توو بازار و چه داستانهایی که تاحالا این شرکت و داروهاش نداشته.

- شرکت Merck یکی از هفت شرکت بزرگ داروسازی در جهانه که بر اساس ارزش بازار ویروس های جدید کار میکنه و فوق العاده از نظر قدرت و نفوذ و تکنولوژی قویه و داروهایی که براش حاشیه ساز میشن، به شرکتهای زیرمجموعه میسپره تا از بدنامی فرار بکنه! سال ۲۰۱۱ این واگذاری واکسن از Merck انجام شد.

- سال ۲۰۱۰ دکتر مرکولا از معروفترین محققین و پزشکان امریکا بخاطر همکاری مخفیانه در یکی از پروژه های شرکت Merck بازداشت میشه و اسنادی که در دادگاه اون دوران منتشر میشه از بزرگترین پرونده های پزشکی امریکاست! مرکولا بعدها بعدها بخاطر حمایت نکردن شرکت از خودش در زمان دادگاه، شروع به انتشار اسناد و تحقیقاتش میکنه و اینم یه نمونه ش در گزارش های خود شرکت Merck در سال ۲۰۰۸:

Gardasil is NOT a cancer vaccine .... Compared to Menactra, receipt of Gardasil is associated with at least twice as many emergency room visit reports; four times more death reports; five times more "did not recover" reports; and seven times more "disabled" reports

بله،،، گارداسیل، واکسینه دربرابر سرطان، نیست ... در مقایسه با واکسن مننژیت، چهار برابر گزارش مرگ بیشتر ،، و هفت برابر گزارش معلولیت بیشتر ،، و...

- مرکز تحقیقات پیشرفته این شرکت از سال ۲۰۱۲ برای ارتقا و بروزرسانی واکسن تحقیقاتشو آغاز کرد و هرسال گزارش هایی منتشر میکنه، اما هنوز واکسن جدید و جایگزینی عرضه نشده.

- در برنامه ماه عسل برای خرید فرمول گارداسیل و تولیدش در ایران، حدود ۵ میلیارد تومن جمع شد. قیمت فرمول گارداسیل حدود ۱۰۰ میلیارد تومنه!! خب... بقیه ش چی؟ اگه بقیه ش جور نشه (که نمیشه) چی؟ پول مردم چی میشه؟ 

- بعد از برنامه مثل همیشه، سلبریتی های مجازی همیشه در صحنه وارد شدن و کلی در مورد مزایای گارداسیل گفتن. وقتی تبلیغ ژل لاغری گامبوگامبو براشون سود داره، چرا روی گارداسیل اسکی نرن؟!

- میخواین جالبتر بشه؟! در ایران فقط سه شرکت واردکننده گارداسیل وجود داره و معلومه به کجاها وصلن! و هیچکس دیگه ای نمیتونه (حق نداره) گارداسیل وارد بکنه! ... واکسن خارجی ِ یک میلیون تومنی، که مدتها در انبارها بود و کسی نمیرفت سراغش، طی کمتر از دوماه، بشدت نایاب شد و حدود ۴۳۰ میلیارد تومن سود به جیب این سه شرکت واریز کرد. پس احتمالاً نباید منتظر تولید ملی این واکسن بمونیم!

- شرکت های خارجی داروسازی فرمولهای جدید و خوبشون رو به کسی نمیفروشن. فرمولها بعد از ۲۰ تا ۲۵ سال به کشورهای جهان سوم فروخته میشه!

- هفته پیش، دادستان کل کشور، از دستگاه قضایی بی نقصمون، زحمت کشید و وارد ماجرا شد. خانم مهمون خوش صحبت ماه عسل (یاسی اشکی) و عوامل برنامه ماه عسل به دادگاه احضار شدن برای ادای توضیحات!! و باز کسی نگفت که آخه آقای دادستان عادل، شما دست روی رییس و واردکننده و مجوزدهنده و سودبرنده نمیذاری،، میری خرده فروش کنار میدون رو بازجویی میکنی؟!

- قطعاً واکسن ها نقش زیادی در سلامت بشر داشتن ، اما بهداشت و صنایع وابسته، یکی از بزرگترین و پولسازترین مافیاهای جهان رو در اختیار داره که اولویت اولش فروشه، نه سلامت. امیدوارم هم این واکسن و هم واکسن ها و داروهای دیگه، بشدت در محیط سالم و شفاف ساخته و بروزرسانی و تولید بشه که همه آسون و با اطمینان بهش دسترسی داشته باشن، نه با هیاهو.

- از اتفاقات دنیای مافیای تجارت دارو و پزشکی و داستانهاش اونقدر چیزا هست که غیرقابل باوره!! داشتم با سید مصطفا حرف میزدم، چند مورد کوچیکشو تعریف کردم که خودم توی ماجراش بودم، فقط بیست دقیقه داشت مسیر افق رو پیدا میکرد!

+ میگن «اگه میخوای به مردم کویر، کشتی بفروشی، باید قانعشون بکنی که سیل بزرگی در راهه»


++ تحقیقات بیشتر : مستند Sacrificial Virgins ، در مورد فداشدن دختران باکره برای اهداف بالاتر ، منتشر شده در سال ۲۰۱۷


  • دکتر میم

کارگرای سفره‌خونهٔ علی خییلیی خوبن D: این و این

علی تهدیدشون کرده بود که امشب تا صبح همه چیو تر و تمیز میشورین که برق بزنه... صبح ، تابلوی لیست قیمت ها و عدد ها ، و تابلوی عکس امام و رهبر، همش پاک و سفید شده بود.. اونم انداخته بودن توی لگن، با وایتکس شسته بودن... :-))


  • دکتر میم

چیز دیگر

۱۳
تیر

بهم ریختم... بعد از اینکه چیزی رو کنکاش کردم و فهمیدم! که البته از اون کنجکاوی های خانوادگی و خاله زنک نبود... از موضاعت سیاسی اجتماعی تاریخی که به مسائل روز هم مربوط میشه! و همیشه دنبالشم برای اینکه شرمنده خودم با افکار و تصمیماتم نباشم :-(

...و اینکه چقدر ما دوریم! بقول یه بزرگی، چقدر ما «مهجور» یم. خیلی چیزا رو نمیدونیم و خیلی تصمیمات رو باید با تحلیل هایی بگیریم که چیزی ازش نمیدونیم! و این چقدر بده. چقدر سخته. چقدر آدمها هستن که برای راحت کردن خودشون، با دم دستی ترین توجیهات و استدلال ها در مورد یه موضوع، برای خودشون به نتیجه میرسن ... و چه آدمهایی بودن توی تاریخ که توی سختترین و پیچیده ترین و تاریکترین و منافقانه ترین شرایط، تصمیم های عجیب و قوی میگرفتن! ... از زمان آغاز تاریخ بگیر تا اتفاقات بزرگ تاریخ، عصر پیامبر و خوارج و عاشورا و جنگ های جهانی و انقلاب ها و...

افسرده شدم :-/ خدا در این حد تستمون نکنه، من که احتمال ۹۹٪ بازنده ام... چمیدونم والا ... اصلا هم نمیخوام درموردش توضیح بدم. اصن چرا نوشتم؟ :-( 

اینکه یهو بفهمی یه واقعه ای یا یا باوری داشتی و واقعیت جور دیگه ای بوده و اینکه همون چار نفری که میدونستن چرا کاری نکردن؟! چرا چیزی نگفتن؟! چرا جلوی اشتباهات بعدی رو نگرفتن؟! :-/

و اینکه سیاست چقدر پیچیده تر و کثیفتر از چیزیه از بیرون حتی در تحلیلگرانه ترین حالت دیده میشه!


بقول حضرت علی (ع) : «حقیقت، پنهان است»


  • دکتر میم

سریع پیاده شدم، رفتم بالای تپه نشستم. روبروش... چند دقیقه به غروب مونده بود، وقتم داشت تموم میشد... اون پایین داشتن تند تند عکس میگرفتن... داد زدم که : «بابا نترسین، من عکس میگیرم، بهتون میدم، یه کم نگاه کنین... مگه چند بار آدم همچین چیزایی گیرش میاد؟»

بین روزای پیچ خوردهٔ کاری، بعد از شهرک صنعتی اشتهارد، یه توفیق اجباری شد در روستاهای اطراف بوئین زهرا... و شبی که در یه خونه باحال شبیه خونه ارواح موندیم و راه بلد ِ پایه ای که مارو همه جا برد :-) و آیا باورتون میشه که یه سفر بی مشکل انجام دادیم؟ :-)) 

حالا از ماجرای جایی که شب موندیم و جن ها و اتفاقاتش فعلاً میگذرم :-) 

اما در سفر «یه کم بیشتر نگاه کنیم، کمتر عکس و فیلمهایی بگیریم، که معمولاً هیچوقت هم دوباره نمیبینیم... گاهی وقتها اونقدر از یه جای فوق العاده عکس میگیری، که وقتی برگشتی میفهمی اصلاً تماشاش نکردی! عکس و فیلم هم که عمراً به تجربهٔ دیدن نمیرسه»


چند عکس و یک فیلم (بنظرم با صدای موزیک روش دیدنی و جذابه)

از بوئین زهرا ، روستاهای چِسگین ، رودک ، و کوهها و دشتها و مزارع فوق العادهٔ بینشون.


خونه ارواح

چایی آتیشی

خرابه های روستای چِسگین از زلزله بوئین زهرا سال ۴۱

آتیش تنها

قلعه قدیمی خان منطقه (کریم خان)

از اون عکسها از بالا که سایه ها معلومه :-)) (قلعه کریم خان)

غروب زیبای سد رودک

یه غروب دیگه

گندمزار از بالا ، کمباین در حال درو

گندمزار از پایین

نمای کامل روستا  


و یه نماهنگ ۳ دقیقه ای که حتماً کامل ببینین


  • دکتر میم

آورده اند که : در یکی از جنگها نادرشاه ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﺒﺮﺩ، ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﻯ ﺭﺍ میبیند ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﻯ ﺳﭙﯿﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺷﯿﺮ ﻣﻰ ﺟﻨﮕﺪ!! ﭘﺲ ﺍﺯ ﻧﺒﺮﺩ، ﻧﺎﺩﺭ ﺷﺎﻩ ﺁﻥ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪ و متوجه شد ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺮ ﺟﻨﮕﺠﻮ ﺍﻫﻞ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ.

نادر ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ : «ﺯﻣﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺍﺷﺮﻑ ﻭ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺍﻓﻐﺎﻥ، اصفهان را ﺍﺷﻐﺎﻝ کرده ﺑﻮﺩند، مگر ﺗﻮ ﺩﺭ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﻯ؟ »

ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ : «ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﻧﺒﻮﺩﻯ! »


  • دکتر میم

۸۹-

۰۳
تیر

+ داشتیم درمورد سفر رفتن و تنبلی ها و پول داشتن و نداشتن و سختی ها صحبت میکردیم... میگفت «من نمیتونم حتی یه مسیر کوتاه پیاده برم ، یا برم سفر بعد اونجا دنبال تاکسی یا جای خواب و غذا باشم... باید همه چی آماده باشه، همه چی مرتب و روی روال...»

بهش گفتم «اینم یه نوع سلیقه ست دیگه... من و همسر هم اینطوری ایم اتفاقاً ، یه بار باهامون بیا سفر، خوش میگذره، همه چی مرتب و روو رواله...» 

نمیدونم چرا بچه ها اینقدر میخندیدن؟! 


+ ایشالا اگه خدا بخواد، گوش شیطون کر، اواخر شهریور امسال سفر ِ «گذر از ریگ جن» رو برم :-) حتماً فوق العاده ست و مستند خوبی ازش در میاد. فکر کنم ۶ تا ۱۰ روزه بتونیم ازش بگذریم. اما...

حدود دو سه ماه میشه که کاملاً جدی، تحقیقات میدانی و کتابخونه ای و اینترنتی رو بصورت زیرپوستی شروع کردم برای یه سفر باحال که چند سالی هست که توی فکرمه. درموردش کلی متن خوندم و دهها ساعت گزارش خارجی گوش دادم و کلی نقشه و مسیر و راه رو چک کردم و عکس و فیلم و ... و هی هیجانم بیشتر شد :-) چند روز هم میشه که یکی از دوستان، کلی محتوای دقیق و تخصصی برام فرستاده که شروع کردم و دارم میخونم. در برآورد اولیه فکر میکنم سال ۱۳۹۹ ایشالا این سفر رو بریم که بین ۴۵ تا ۶۰ روز طول میکشه! امیدوارم همه انرژی های مثبتتون تا آماده شدنمون، بسمت ما باشه :-)

با همسر مطرح کردم،، یه کم به افق نگاه کرد و مسیرشو بسمت اون اتاق ادامه داد... ولی میدونم دعای خیرش پشت سرمه.

فکر کردم حاجی میتونه پایهٔ این سفر باشه. بهش موضوع رو گفتم... وقتی هنوز نمیدونست مقصد کجاست، گفت «میام، فقط خرس و گرگ و گراز و... اینا هم داره؟!»

گفتم «نه... فقط یخ و برف و پنگوئن...» 


  • دکتر میم