روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۹ مطلب در شهریور ۱۳۹۷ ثبت شده است

+ گفت موضوع «انسان در طبیعت» ... گفتم من از آدمها عکس نمیگیرم... گفت ده میلیون تومن ... گفتم از آدمها عکس نمیگیرم.... گفت ... گفتم از آدمها عکس نمیگیرم.


+ گفتیم فردا بریم سر ِ یال کوه، یه مسیر جدید و بکر پیدا کردیم، شب بالای آبشار میخوابیم... گفت دوربین و کوادکوپتر نیاوردیم... گفتم خب بهتر ، میشینیم نگاه میکنیم و لذت میبریم و میلرزیم...


+ بچه ها را در پارک اذیت نکنید... شاید یکی از آنها بچهٔ کسی باشد که الان باهاش قرار ملاقات دارید!


+ برای سیزده هزارمین بار «مختارنامه» میبینم، بعد از ۱۴۰۰ سال ، اوضاع مردم هنوز همونه... حتی اگه بیست هزار بار دیگه پخش بشه...


+ «روشنفکران هم که قضاوت هاشان قالبی و فرنگی و استاندارد شده است و طبق فرمولهای رایج جهانی. همینکه بشنوند کسی گرایش مذهبی دارد، برای محکوم کردن اون کمترین تامل و تحقیقی لازم نمیدانند و شخص را ندیده و سخن را نشنیده و کتاب را نخوانده، در زیر بار تهمت ها و دشنام ها و توجیه و تاویل های قراردادی یکنواخت میگیرند ، و چون مراجع تقلیدشان در اروپای کاتولیک، فتوا داده که دین تریاک توده است و ابزار دست طبقه حاکم (و در آن زمینه که آنها گفته اند، درست هم هست) ، اینان هم که خود مرید و مقلدند و خود، گستاخی تعقل و اجتهاد شخصی ندارند. برایشان دین شمشیر و دین صلیب یکیست و اسلام ابوذر و اسلام عثمان یکی... »

(علی شریعتی ، حسین وارث آدم)


+ کی بیشتر از من منتظر پاییز و زمستونه؟ و از همین الان ناراحت، برای شیش ماه دیگه که تموم میشه؟! ... نیمه دوم امسال ایشالا بارها میریم برای  آماده سازی سفت و سخت برای سفر قطب جنوب! 


+ خداوند، شر و فساد و خشونت را از زمین ریشه کن کند،،، ریشه آخوندهای ریاکار رو خودم میکنم :-))


  • دکتر میم

مراقبه

۲۴
شهریور

به یه «مراقبه» فکر میکنم...

مدتی چند روزه (حتی کوتاه) در سکوتی مطلق، جایی بدون هیچ آنتنی، که روی هیچ نقشه ای ثبت نشده... بدون هیچ تماسی، هر روز ۴ صبح بیدار بشم و شیر بز بدوشم و بخورم و شام رو ساعت ۵ غذای سبک بخورم و بشینم و در بیخبری مطلق، حرفی نزنم و فکری نکنم ... توی چشمه خودمو بشورم و شبها ستاره ها رو نگاه کنم... شاید بواسطه این پاکی و دوری از یاوه گویی، معرفت بیشتری رو تجربه کنم و آماده تر بشم...

همچین جایی رو دارم... بهش فکر میکنم

  • دکتر میم

سالهایی که شرکت قبل کار میکردم، صبح تا عصر، و عصر تا شب کارهای خودمون ، کارهای دیگه، خانواده، گردش و سفر ... شبها بیهوش میشدم، وسط فیلم خوابم میبرد، همسر میخندید، میگفت تو فیلم خراب کنی! ... همه کارهای خونه رو میکرد ، و خیلی کارهای بیرون ، کمک من... و همیشه میگفت چطور اینهمه کار میکنی؟ چطور میرسی؟ چطور میتونی؟

سالهای بعد که گذشت و خودم کار میکردم، کارم ده برابر شد و دغدغه هام بیشتر، و سفرها و خانواده و... 

از چند ماه پیش همسر سر کار میره، خیلی خسته میاد خونه، با اینکه کلی سعی میکنم کارهای خونه رو بکنم، اما نمیذاره، غذا میپزه، خرید میکنه، هنوز کمک من میکنه،، و باز میگه «هنوز نمیدونم تو چطور اینهمه کارها رو میکنی؟ چطور میتونی؟»

شبها بیهوش میشه... وسط فیلم خوابش میبره... میخندم و بهش میگم امام صادق (ع) میگه «اگه کسی رو بخاطر کاری مسخره کنی، نمیری تا خودت بهش دچار بشی...» :-))

و اون نمیدونه،، نمیدونه که همیشه من به این فکر میکنم که کار و زحمتش خییلیی بیشتر از منه! و اینکه چطور میتونه؟ چطور میرسه؟ چطور اینهمه برنامه ریزی میکنه برای درست کردن و غلبه بر این همه بهم ریختگی ِ من؟!

دعا میکنم برای سلامتی ۱۲۰ ساله اش ، در این مرز سی و یک و دو سالگی.


  • دکتر میم

ایمان

۱۹
شهریور

لحظه ای از امروز، دوباره موسای درونم را یافتم و بی واسطه و درمانده با خدا صحبت کردم! 

و بعد از این توکل و جواب عجیب و معاشقه لذت بخش...

احتمالا همان بنی اسراییلی خواهم شد که تا خرم از پل گذشت، به ثانیه ای امیدم را به سوراخهای جلو و عقب گوساله سامری ببندم و با صدای عوو عوو اش، گوساله را سجده کنم... شت


  • دکتر میم

با عرض تاسف

۱۷
شهریور

ببخشید، 

این دوره از مسابقه عکاسی رو در این زمان، من نمیتونم برگزار کنم!

اگه کسی از دوستان انجامش میده، چه بهتر. وگرنه الان، امور جاری، اجازه تمرکز روی مسابقه رو بهم نمیده. کمپین آقای سه نقطه باقدرت برقراره و انجام شده و میشه ، گزارشش رو بزودی میبینید، اما اگه کسی پولی صرفاً برای ورودیه مسابقه واریز کرده، پیام خصوصی بده تا برگردونده بشه.

ایشالا فرصتی بشه مجدد.

بازم معذرت.


  • ۱۷ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۲۰
  • دکتر میم

Burning man

۱۲
شهریور

اگه علاقمند به فستیوال های شبه فرقه ای و خاص و عجیب هستید، همین الان آخرین روز فستیوال یک هفته ای burning man در امریکا ، صحرای نوادا در حال برگزاریست. یکی از بزرگترین فستیوال های آزاد جهان که برگزارکننده مشخصی نداره و همه شرکت کنندگان با لباسهای خاص و ایجاد فضاها و نمادهای خاص معمولا آفرینش های الهام گرفته از رنسانس، خود برگزارکنندگان آن هستند. نوعی سلوک هنری، و صدها جلسه و کارگاه و گردهمایی کوچک که در بطن فستیوال یک هفته ای «مرد سوزان» در هفته منتهی به اولین دوشنبه سپتامبر ، انجام میشه و در روز آخر (دیشب یا امشب) با سوزاندن مجسمه مرد حصیری ۲.۷ متری تموم میشه. 



وقت نکردم درموردش مفصل بنویسم فقط گفتم حیفه، بگم که اگه علاقمندین، درموردش سرچ بزنید و فیلمها و عکساشو ببینید.


  • دکتر میم

همینجاست

۱۰
شهریور

سال ۸۱_۸۲ بود ، بعد از بدترین تصمیم زندگیم... داغون و خسته و شکسته و نابود و بچه بودم...

به خاله گفتم پس چرا خدا کاری نمیکنه؟!

گفت خدا چیکار بکنه؟

گفتم عدالت ...

گفت عدالت خدا به این نیست که! عدالت خدا بزرگتر از این حرفاست. به دنیا اومدن، نفس کشیدن، استفاده از زمین و آسمون و دریا... این ناعدالتی ها که روی زمین میبینی، ما خودمون درست کردیم و باعثش شدیم. بدتر از چیزی که فکرشو بکنی... ولی خب،، مگه کسی دیگه هم هست که بندازیم گردنش؟


#روز_جهانی_صلح 

  • دکتر میم

سنگ در چاه

۰۶
شهریور

۱- یه چند روزی نیستم... مشکلی قضایی پیش اومده که دوستان شریف قوه قضاییه خواستن برم پیگیری کنم. قول میدم که سعی کنم که دوباره زندان نرم... هرچند که «اوین» خودش ده تا پست ، جای کار داره :-))


۲- اگه عمری باشه، برای مسابقه عکاسی، سایت ثبت نام و ارسال عکسها رو تا نیمه شهریور ایشالا راه میندازم، لذا بازم میگم جهت اینکه هزینه ورودی برای کمپین آقای سه نقطه مصرف خوهد شد، زودتر هزینه مسابقه رو برای کمپین واریز کنید که کار کمپین دیر نشه. چون نیمه دوم شهریور باید کمپین اجرا بشه و خریدها انجام بشه.


۳- ای کسی که من هیچوقت اسمتو توی این وبلاگ نمیارم و در ظاهر اسلام، هر کاری میکنی... لطفا کامنت نذار ای هرزنامه، که هرچی آتیشه از کارای تو بلند میشه... تو از همون دشت لار قصد جونمو کرده بودی...


۴- خداوند کار هیچ انسانی رو در مملکت ایران به بیمارستان و دادگستری و رفیق ناباب وبلاگی گیر نندازه ... آمین


  • دکتر میم

پیرمرد عریان

۰۱
شهریور

+ با دکتر صحبت میکنم، میگم «دکتر روزت مبارک»

گفت «من دامپزشکم، ما روز جدا داریم خودمون» 

گفتم: «باشه بالاخره یادت نیست سالهای قبل چقد دارو میدادی من بخورم و خوب میشدم! ... پس دکتری دیگه!»

گفت: « واسه تو دارو میدادم؟؟؟!!! عهه! مگه تو یه سگ نداشتی...؟! »

....

- روز پزشک بازم مبارک، به همه پزشکا ، دانشجوهای پزشکی، خود-درمانها ، دارو تجویز کن های خود آموخته ، بچه های ناصرخسرو، زیرزمینهای مخبرالدوله ، مخصوصاً دکتر هایزنبرگ :-)). من پزشک نیستم، باز تبریک بگید تا بیام براتون... 


+ آخه چیه عید قربان؟! اینهمه خون و خونریزی!! بابا اگه بجای اینهمه خونریزی، چارتا درخت میکاشتیم، الان سوییس بود اینجا! ... مگه نه؟!


+ این موزیکو دیروز بسختی پیدا کردم،،، شاخه موسیقی folk ، فولک (سنتی قرن ۱۹ و ۲۰ ام) اروپای شمالی ،، از اونا که لباس رنگی میپوشیدن و توی فستیوال ها میخوندن و میچرخیدن :-)) این برای یه گروه فنلاندیه

گوش کنید


+ عیدتون مبارک، صبح ساعت ۶:۳۰ باید پای کوه باشم، هنوز کار دارم :-


  • دکتر میم