روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

از کمی بالاتر

چهارشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۴:۲۷ ب.ظ

اگر با نگاهی جامعه شناسانه و کمی بالاتر و گسترده تر از اخبار جاری کشور (انتخابات) ، درمورد شعور و تفکر اجتماعی با هم صحبت کنیم، نتایج برای ما تاسف آور خواهد بود. شرم آورتر اینکه، بفهمیم خودمان یکی از دلایل این نتایجیم. 

و دردآور اینکه هیچوقت نخواهیم قبول کنیم این نتایج و این نقش خودمان در این فاجعه را...!


۱. بخواهیم یا نخواهیم در بین مردم ما، تفکر از پایه، بسیار نایاب و دست نیافتنی ست! انتخاب و تصمیم گیری و عملگرایی درمورد همه دغدغه های زندگی، چه اساسی ترین و بزرگترین آنها، چه کوچکترین و کم اهمیت ترین آنها در بین مردم ما، بدون تفکر، احساسی و به نسبت موج بوجود آمده انجام میشود.

مسلماً در این روال، هیچکسی نظرات دیگر را قبول نداشته و بی تامل، رد میکند. نقد پذیری نزدیک به صفر رسیده و هنر انتقاد، بی شباهت به توهین و توحش نیست!

تحقیقات معروف ۱۹۶۷ در کشورهای اروپایی در بحبوحه جنگ سرد و کشاندن تمایل مردم به سمت خاصی، حاکی از این بود که بیش از ۹۰ درصد مردم، در دوره جاری زندگیشان بشدت و بدون فکر از یک یا دو نفر (که جزوآن ۱۰ درصد هستند) تاثیر میپذیرند. نظرات و رفتار آنها بدون فکر، جهت داده شده، کاملا کپی شده، بی پایه و بدون تحقیق کردن در جهت های مخالف و بررسی نظرات دیگر است. 

پروفسور «سالوادور خینر» جامعه شناس بزرگ اسپانیایی، در کتاب «روال پیشرفت آگاهی جامعه شناختی» نتایج این تحقیق بسیار گسترده جامعه شناسی را برای مردم فاجعه بار خواند و برای مقامات، یک فرصت دانست! فرصتی برای غلبه!! قطعاً در این بازه، گروهی که بیشترین تعداد از آن ۱۰ درصد را دراختیار داشتند، برنده قاطع بازی های قدرت در منطقه بودند...


۲. انتخابات، نمود ساده ای از پیاده سازی دموکراسی و فرصتی برای یکی از بهترین تحقیقات و نتیجه گیری های جامعه شناسی در جهان است.

با اصطلاح public stupidity یا «جهل عمومی» آشنا شویم! اصطلاحی که در کشورهای مختلف، و با شدت بسیار بیشتری در ایران، استفاده میشود. با این توضیح که «اخبار، اطلاعات و یا عناوینی، به دروغ و غیرقابل اثبات، در مورد افراد و احزاب رقیب گفته میشود و در بین اکثریت، نوعی فضاسازی و نوعی نگاه ایجاد میکند. نگاهی که بر همان اساس تصمیم گرفته میشود»

در اینجا غیر قابل اثبات یعنی حدسیات و تطابق های بی سند!

قطعاً انتخابات امریکا را فراموش نکردیم! استفاده فرصتی به نام «تخریب حریف» بجای «تبلیغ خود» و اتکا به همان ده درصد!

ما بخاطر شرایط موجود، درمورد خودمان میگوییم. مناظرات بشدت عریان و زشت و ناامیدانه. درگیریهای بچگانه عده ای که خارج از حزب هایی که در کشور ایران معنی ندارد، همگی نهایتا به یک گروه و عقبه میرسند! از اتهامات دریافت های مالی هنگفت دولتی گرفته تا استناد به گذشته یک نفر. از آمارهای رسمی و غیررسمی (و معمولا غیر معتبر) گرفته تا پیش بینی آینده کشور درصورت انتخاب شدن یک نفر دیگر. کسی که بدون شک مخالفانش تا چند ماه پیش حتی نام او را هم نشنیده بودند!! حال همه تحت تاثیر تبلیغات و بدون اطلاعات درست درمورد سیاهی دوران او و بازگشت به عقب میگویند! گویی رقیب چاره ای جز این فضاسازی ندارد و روز به روز بجای «تبلیغ خود» ، به تداعی «روزهای آینده بدون خود» میپردازد و حامیانش را برای عدم بازگشت به عقب، دعوت به رای دادن میکند و حامیان (مخصوصا قشر جوان) نیز به همین طریق همدیگر را از چیزی میترسانند که همه از درصد زیادی از توهمات ساختگی نشأت گرفته. ظاهرا اکثر افراد شرایط بحرانهای دهه هفتاد را فراموش کرده اند که فقط از بحرانهای دهه هشتاد صحبت میشود!

درمقابل نیز حامیان رقیب مذهبی، بشدت از جوّ خراب فرهنگی و مذهبی میگویند درصورتی که بررسی ها نشان از تغییر خاصی (در چیزی که به ان بی بند و باری اتلاق میشود) طی سالهای گذشته نمیدهد!

وعده پول و یارانه هم در بین جوامع با سطح مالی پایین، همیشه جواب میدهد! بی توجه به تاثیرات اقتصادی آینده میتواند اکثر آراء قشر ضعیف را جمع آوری کند. هرچند که گفته شود این وعده ها بابرنامه است، اما باتوجه به سابقه مدیریتی ما، بسیار بعید بنظر میرسد.

مورد دیگر دراین زمینه، استفاده از شوی تبلیغاتی و نشان دادن حجم عظیم حامیان یک کاندیداست، که این، راه را برای حامیان باز میگذارد که در صورت رای نیاوردن، انگ تخلف و تقلب را بزبان بیاورند.

ماکس وبر در جایی گفته بود : «همه خرافاتی ها را مسخره نکن، تو هم وقتی در حال غرق شدن باشی، به هر خرافه ای چنگ خواهی زد»


۳. مردم، به دنبال دولتها یا دولتها بدنبال مردم؟ موضوع تاثیر متقابل جوّ قدرت حاکم بر جامعه (دولت) و مردم ، همیشه مبهم باقی مانده. اینکه فرهنگ و سلیقه مردم، روی دولت تاثیر میگذارد و راه و اصول مدیریتی آنرا تعیین میکند؟ یا روش و ساختار و اصول مدیریتی یک دولت روی فرهنگ و اخلاق مردم تاثیر میگذارد؟

بحث همیشگی اینکه چرا کشور چین و آلمان و ژاپن و سوییس اینطور؟ ما اینطور؟ چرا دولت و مردم آنها اینقدر مرتب و عالی؟ ما اینقدر آشفته و بی برنامه؟

هرچند که سالهاست تحقیقات و نتایج بسیاری در این زمینه اعلام میشود که اول مردم باید درست شوند یا اول باید نظام حاکم اصلاح شود تا...

اما تاریخ کشورهای مختلف نشان از تاثیر هر بشدت موثر هردوطرف دارد. ما تاریخ نمیخوانیم، تاریخ نمیدانیم، از چین بعد از «مائو» ، از آرژانتین بشدت بحران زده تا دوران طلایی «کارلوس مِنم» و اوج آن، «نستور کیرشنر» خبر نداریم، از تلاش مردم ژاپن برای بازگشت طلایی بعد از جنگ جهانی، و از گذار آلمان و سوییس از صنعت و اقتصاد و اصول بالای شهروندی بعد از جنگ های جهانی، از ایسلندی که تا سال ۱۹۷۰ جزو فقیرترین کشورهای جهان بود، و بعد از طرح تحول اقتصادی بزرگ معروف به «طرح مارشال» نهایتا در سال ۱۹۹۲ جزو مرفه ترین کشورهای جهان شد و حتی از لحاظ شاخص توسعه انسانی در سال ۲۰۰۵ رتبهٔ اول را در میان کشورهای جهان به‌دست ‌آورد. از هیچکدام خبر نداریم و جز تاسف و غبطه خوردن هم کاری بلد نیستیم (چه مردم، چه دولت) و... آن جمله معروف «از ماست که بر ماست»


۴. اطرافیانِ مسئولین، نقش بسیار مهمی دارند. «هوش جمعی» که اصول کار مدیریتی یک گروه را نیز مشخص میکند، نیاز به بررسی دقیقی دارد که با سطحی نگری و آوردن نام دو یا چند نفر از اطرافیان ممکن نیست. گرچه در اطراف شخص اول، همیشه افراد خوب و بد و افراد باهوش و کندذهن دیده میشود، اما سطح هوش گروه، بطور کل از رفتارهای دوران تبلیغات انتخاباتی تا حد زیادی قابل سنجش است. در بررسی یک ماه اخیر در کشور ما، متاسفانه سطح بسیار پایین هوشمندی در تبلیغات و چنگ زدن به موارد سبک و بیراه، بسیار ناامید کننده است. اول از آن جهت که دولتمردانی در این سطح، برای پیشبرد و هدایت یک کشور با هم رقابت میکنند. دوم از آن جهت که باور عمومی ما نیز همین استدلالها و دلایل و حرف های بدون سند و تحقیق را میپذیرند و سمت سو میگیرند! مثال؟ سند چشم انداز بیست ساله ۱۴۰۴ ، و یا سند ۲۰۳۰ اخیر را چند نفر دقیقاً خوانده اند و جزئیات آنرا میدانند که بی مهابا به آنها تاخته میشود؟! چند نفر رسانه ها و اخبار و دلایل موجه تیم مقابل را مرتب و دقیق میخوانند؟ ... و باز برمیگردیم به مورد یک! دولتمردان، از خوراک فکری و سطح پایین هوش اجتماعی مردم خبر دارند.

دقت به این نکته خیلی مهم است که اطراف همه کاندیداها، متعصبان تندرو زیادی وجود دارد (در باور عموم، چه متهم به مذهبی بودن ، چه متهم به لیبرال یا روشنفکر بودن) 

هیچ جامعه ای آسیب نمیخورد مگر از متعصبان تندرو.


۵. حق رای محترم است. برای هر شخصی! تلاش برای تغییر رای افراد در بین حامیان قابل بررسی ست. اینکه طبق موارد قبل، بعضی افراد سعی میکنند بواسطه دلایلی که خودشان هم دقیقا درمورد اصالت آن خبر ندارند، رای افراد را (حتی گاهی با تمسخر و توهین) عوض کنند. اینکه بعضی افراد به رای مخالف افراد دیگر با بهت و حیرت نگاه میکنند و ابراز تعجب میکنند از اینکه مگر میشود شما به کسی جز فلان شخص رای بدهید؟!

فارغ از دلیل انتخاب یک رای، بی احترامی به رای افراد، بزرگترین پارادوکس اشخاصیست که شدیداً داعیه احترام به عقیده را دارند!

«هر شخصی میتواند هر رای ای داشته باشد، بشرط عدم ایجاد اختلال برای جمع»


۶. بدون شک جامعه ما در قیاس با دیگر کشورها، جامعه مظلوم و سختی کشیده ایست. درکنار تلاش نظام برای بهبود وضعیت، مردم نیز به جز غبطه خوردن به کشورهای دیگر، وظیفه بزرگی برای تغییر و ارتقاء سطح خود دارند.

چیزی که بسیار مهم است، روزها و دوره بعد از انتخابات است. بی توجه به اینکه چه کسی دولت را بدست خواهد گرفت، باید منتظر فضای وحشتناک تخریبی بعد از انتخابات باشیم. سیاه بازی ای که همیشه بوده و یکی از بزرگترین عوامل عدم پیشرفت ما بوده. وقتی معنی «مخالفت و انتقاد برای پیشرفت و ترمیم» را نمیفهمیم ، باید «مخالفت و سیاه نمایی برای تخریب» را تجربه کنیم. حواسمان باشد، که اینجا، کشور ماست. انتقاد و مخالفت، راه روشنی دارد که ما در آن بسیار ضعیفیم و این منش از یک سو به سطح فرهنگی ما مربوط است، از یک طرف سیاست خود دولتمردان، و از یک جهت عدم وجود قوانین و فعالیت اصولی حزب ها.

بنظر شما، بعد از تعیین نتایج، چند درصد از مخالفان به کمک به دولت میپردازند؟ و همینطور دولت جدید از چند درصد از ظرفیت گروه مخالف، کمک میگیرد؟!

گفته میشود هردوره در ایران، بعد از انتخابات دولت، آنقدر بی اخلاقی و تخریب و ضدفعالیت صورت میگیرد، که انتخابات، کوچکترین و بی اهمیت ترین رویداد آن سال خواهد بود! 

میشود که نگذاریم اینطور شود؟! میشود. همانطور که در خیلی جوامع، شد ، و ما نمیدانیم! تاریخ، فقط همین چند سال پیش نیست که شاید تکرار شود ، شاید تکرار نشود! تاریخ شامل سالها و دوره ها و جوامع و تفکرات مختلفی میشود که امیدواریم قسمتهای روشنش برای ما تکرار شود.


+ اللهم عجّل لولیک الفرج

++ والسلام ، دکتر میم


  • ۹۶/۰۲/۲۷
  • دکتر میم

نظرات (۱۴)

حضرت دکتر میم (ره)
پاسخ:
⁦:-)⁩
  • هولدن کالفیلد
  • الان هممون هم موافقیم، این اتفاقهایی هم که میفتن خیلی شنیعن و ما مخالفیم، هیچ قسمتی از حرفتم به مایی که موافقیم که برنمیگرده! بقیه بقیه ان!!!
    ای کاش از این آفت هم مینوشتی که ما وقتی از مردم حرف میزنیم، هیچ کس فکر نمیکنه خودش مردمه!!!
    پاسخ:
    دقیقا دو خط اول نوشتم. دقت کن
    من به شخصه یکم خجالت کشیدم اما واقعا تلاش میکنم اینطوری نباشم مخصوصا مورد 6 خیلی برام مهمه
    در مورد 5 که خیلی موفق نبودم چون چیزی که برات منطق ِ خلافش طنز میشه و خب طنز هم عواقبی داره...
    پاسخ:
    طنز مسخره ای در میاد ، دارم این روزا توی اینستا زیاد میبینم
  • نیمچه مهندس ...
  • حالا چرا اینقدر سخت حرف زدید؟من مجبور شدم هر جمله رو برگردم به عقب و دوباره بخونم تا بفهمم.حس می کردم دارم نامه ی رهبر رو میخونم!
    مورد 5:))
    اینکه بعضی افراد به رای مخالف افراد دیگر با بهت و حیرت نگاه میکنند و ابراز تعجب میکنند از اینکه مگر میشود شما به کسی جز فلان شخص رای بدهید؟!
    اطرافیان من زیاد این کارو میکنن.من دوره ی پیش سعی میکردم مجاب کنم دیگران رو تا به شخصی که من میگم رای بدن ولی این دوره هرگز این کار رو نخواهم کرد.
    اون جمله از ماست که بر ماست هم حسابی منو خندوند.
    پاسخ:
    سخت نبود. سعی کردم ساده باشه. ببخشید ⁦:-)⁩

    خنده نداشت که!

    + اللهم عجّل لولیک الفرج

    @}---

    پاسخ:
    آمین
    حرف دل ما رو زدید،
    از همه گروه ها و کانال های دوستی و خانوادگی فقط چندتا خرابه مونده که همه لفت دادند! چون فقط باهم جنگیدیم سر انتخابات و تو سر هم زدیم. هیچکدوم حاضر نیستیم حرف مخالف بشنویم. گوشامونو گرفتیم و دهنمونو باز کردیم. اولیش هم با خودم هستم!
    مورد 2 حقیقتا و مضاعفا بر جان دل نشست...!
    پاسخ:
    ⁦:-)⁩
    چهار بار خوندم دکتر!بازم می خونم،خیلی خوب بود
    پاسخ:
    ⁦;-)⁩ 
    دکتر خیلی خوندم و یه جوراییم خجالت کشیدم 
    پاسخ:
    منم همینطور 
    مثلا این که وضعمون شباهت داره به داستان پادشاهی که فکر میکرد هرکی شعور نداره لباسشو نمیبینه طنز مسخره ایه!
    شاید تلخ باشه خیلی تلخ اما مسخره نیست
    پاسخ:
    مسخره بودن لزوما بی اهمیت یا خنده دار صرف نیست. 
    آره این مورد تلخه
  • نیمچه مهندس ...
  • خنده دارش اینجا بود که هممون فکر می کنیم وقتی میگن مردم منظور ما نیستیم.یه مردم دیگه ان که تو ناکجا آباد زندگی می کنن. واسه همین این جمله ی از ماست که بر ماست رو زیاد استفاده می کنیم و خب این خنده داره.
    پاسخ:
    خب واقعا همینطوره
    نسل جوون و خیلی از کسایی که با موج به قول شما حرکت میکنن دنبال راهی برای ابراز وجود و هویته... و چه زمینه ای پررنگ تر و پرهیجان تر از سیاست!!
    خیلی از این شور های احساسی اتفاق میفته که شاید اصلا هدفش رسیدن به اون چیزی نباشه که در نهایت اتفاق میفته... مثل داد زدن و فحش دادنای تو استادیوم که شاید خیلی هاش فارغ از نتیجه ی بازی گفته میشه... 
    درباره تاریخ... جدا از تمام کوتاهی هایی که میکنیم واسه خوندن و شناختش منکر اموزش و تربیت غلط نمیشه شد... بیس اصلی شناخت تاریخ تو مدارس با همین کتابای به قدرت رسید و منقرض شد و به دنبالش هزارتا اسم پایه گذاری میشه... درواقع این همون اموزشیه که بتونن همونجور که گفتی سواستفاده کنن...و یکی ام عدم شناخت منابع موثقه...

    متن خیلی خوب و منصفانه ای بود...🌷
    پاسخ:
    خب این طرز ابراز هویت، یه سلیقه غلطه دیگه
    دقیقا ، خیلی از این شورها با اهداف عجیب و غریب اتفاق میوفته
    تاریخ رو که توی مدارس گند زدن بهش، در حقیقت خیلی چیزا رو توی مدارس گند میزنن بهش!
    بقول یکی، تا ۱۲ سال پیش دایناسورا بودن ، بعد یهو احمدی نژاد اومد و همه چی رو درست کرد ⁦:-)⁩)
    🙏😊
     فعلا نمی خوام رای بدم، فقط به این دلیل که فرد شایسته ای پیدا نمی کنم!
    پاسخ:
    توی کشوها رو خوب بگرد...
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • نیازی ندارید که بگم چه خوب نوشتید! ولی من میگم"چه خوب نوشتید!"

    همین دعا و بس" اللهم عجّل لولیک الفرج و عجّل فرجنا بهم! "

    عاقبت به خیر بشیم الهی.
    پاسخ:
    ⁦:-)⁩ ایشالا
    واااای دقیقا همینه!!!
    میشه راه حل هم ارائه بشه کنار انتقادات؟!
    میشه لطفا توی هر فرصتی بهمون کتاب معرفی کنید. کتاب خوب؟؟؟ 
    چشممون بسته اس. همش بهمون میگن که واااای چقدر بده که بسته س. هیشکی نمیگه چه جوری بازش کنیم!!
    پاسخ:
    راه حل توشه دیگه! آدم باشیم!
    کتاب زیاد معرفی کردم. منوی طبقه بندی موضوعی سمت چپ. چشم بازم کتابی که خونده باشم و خوب باشه، میگم.
    بقول جانی دپ توی فیلم دزدان دریایی کارائیب، «تا گم نشی، راهو پیدا نمیکنی»
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی