روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

لنج

جمعه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۱۱ ب.ظ

+ معمولا چند تا کتاب رو همزمان باهم میخونم و جلو میبرم. همه کتابها مربوط به یه موضوعی میشه که توی اون بازه از زندگی دارم روش قفل میکنم و معمولا خیلی کند پیش میره. چون با هر ابهامی، دنبال جواب نوشتاری یا آدمی که جواب بده میگردم. اما همیشه، در کنارش، یه دونه رمان هم میخونم و پیش میبرم. این قسمت از مطالعه، مثل لذت تماشای کتابای عکسدار، توی بچگیه :-) چند وقتی میشه که کتاب «زوربای یونانی» رو با ترجمه «محمد قاضی» گیر آوردم. اونقدر فضای داستانشو دوست دارم که دلم نمیاد، تموم بشه. از روش فیلم خوبی هم ساخته شده، که اونم بعدش میبینم.


+ میدونستین این فیلم «مادر قلب اتمی» که داره اینقدر تبلیغ الکی میکنه که مردم حس کنن خیلی فیلم خوبیه، در واقع در ادامه همون فیلم افتضاح «مهمونی کامی» ه؟!!!!! همون کارگردان اومده اینو ساخته، و فیلم با پایان «مهمونی کامی» شروع میشه! گفتم یهو گول نخورین و پول سینما الکی ندین! پستای قبل که فیلمای جدید روی پرده رو گفتم. این هفته و هفته بعد هم از فیلمایی که جدید اکران میشه ، 

«زیر سقف دودی» رو توی پستای جشنواره نوشته بودم! افتضاح، مزخرف، پیس اِ شت.

«رگ خواب» ، فوق العاده، عاشقانه، عالی. 

«ساعت پنج عصر» ، اولین فیلم سینمایی که مهران مدیری ساخته، عید فطر اکران میشه، باید بشینیم ببینیم چطوره!


+ این سریال «نفس» که بعد از افطار میده.... استغفرا... 

پسره سال ۱۳۵۴ یه ادکلن کوکوشنل مدل ۲۰۱۲ به دختره کادو داد! کارگردان هم اصرار داشت بگه اینا از خانواده های لاکچری قبل از انقلاب بودن و به هم ادکلن اورجینال کادو میدادن. درسته که برند کوکوشنل بیشتر از صد ساله که فعاله، اما اون لوگوی روی جعبه ادکلن، که به اصرار کارگردان، هی زوم میکرد روش، فقط ۱۵ ساله که طراحی و ثبت شده! 

الان که با خود کوکو صحبت میکردم، میگفت: «سه دیقِکتو ایتقه اٙنسانسی» :-))


+ جشنواره فیلم کن ۲۰۱۷ هم تموم شد. احتمالاً بعد از ماه رمضون یه پست درمورد جشنواره کن بنویسم. پرحاشیه و پشت پرده ای! اصلا بخاطر همین پشت پرده هاست که الان نمینویسم! زشته :-))  تازه امسال چون خودم نرفتم جشنواره کن، (نه که هرسال اونجام...) یه خبرنگار اختصاصی اونجا داشتم. 


+ معلومه خوبم؟! ⁦:-D⁩ اوهوم،،، بالاخره ازش خبردار شدم،، فکر و دلم آروم شد یه کم،، زنگ زد،، نگرانی هامونو پشت همه مزخرف گفتنها و بلند بلند خندیدنامون قایم کردیم... سرما خورده بود... آخرم بهش نگفتم روزی هزار تومن براش صدقه میدم ... تا وقتی ببینمش، ده برابرشو ازش شیرینی میگیرم ⁦:-D⁩


+ پسر داییم از اتریش این عکسو فرستاد! کلی صفا کردیم. عکس برای سال ۱۳۷۳ یعنی ۲۳ سال پیش، سیزده بدر، تیم فوتبال :-) 
اونایی که توی اون عکس قبلی پیدام کرده بودن، اینجا هم میتونن بفهمن کدومم! ⁦:-D⁩
ههععیییی،،،، ما از همین زمینای خاکی شروع کردیم 

  • ۹۶/۰۳/۱۲
  • دکتر میم

نظرات (۳۰)

سه دیقِکتو ایتقه اٙنسانسی» :-))
این ینی چی؟
+منم هشتا هشتا باهم کتاب میخونم:دی
پاسخ:
ینی:
این کارگردانه هم اوسگوله هااا ⁦:-)⁩)
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • ان شاالله که می بینیدش و شیرینی رو هم میگیرید!
    کم کم حس میکنم "نفس" اونی نمیشه که من فکر میکردم میشه!!!
    پاسخ:
    ایشالا
    من نفس رو زیاد نمیبینم دیگه
    +
    از آخر به اول :
    هر کاری کردم نتوستم از بین سه نفری که شک داشتم خودتونین تشخیص بدم کدومش بلاخره شما بودین ؟:))

    منم از زمین خاکی کوچه مون شروع کردم:دی 
    بعد از تو هال پذیرایی خونه مون :دی 
    بعدم سالن فوتسال دانشگاه :))
    بعدم که مصدوم شدم با دنیای فوتبال قسمت حمله خداحافظی کردم :دی 
    هعی جوانی کجایی یادت بخیر :دی


    من برم ماه عسلو نگاه کنم میام بقیه متن رو از آخر به اول میخونم :))
    پاسخ:
    تابلو بود که ⁦:-)⁩
  • نیمچه مهندس ...
  • اون تی شرت آبی کمرنگه با شلوار خاکی سمت چپ عکس.درسته؟
    راستی دکتر،شما خودتون فیلم کوکو بیفر شنل رو دیدید؟تو لیست فیلمتون داریدش.دوس دارم ببینم.
    پاسخ:
    آره ⁦:-)⁩
    اره، فیلم کوکو بیفور شنل عاالیه
  • نویسنده ....
  • وااای خدای من ادامه مهمونی کامی؟!من حتما باید این شاهکار رو ببینم:))
    دکتر گفتین پسردایی عکس از اتریش فرستادهرداشتم فکر می کردم اتریش هم زمین خاکی داره!:دی
    پاسخ:
    اتفاقا گفتم که حتما ببینی تو ⁦:-)⁩)
    اونا از همون اول از چمن شروع میکنن. کوچه هاشون، چمنه،، بعد که پیشرفت میکنن، میرن خاکی ⁦:-D⁩
    الان فهمیدممم کدومشون بودین :دی 
    یعنی الان از اون سه تا تصویر به این نتیجه رسیدم اون پسر که شلوارش زانو بند (بهش زانو بند میگفتن دیگه ؟:دی )داره و سمت چپ تصویره :))
    این بیشتر به شما میاد :دی 
    چون خنده روتر هم هستش:))

    پاسخ:
    زانوو بند 😂
    دکتر سلام، سلام دکتر
    عکستون باعث شد بعد از مدت ها به حرف بیام، اولین نفرِ سمت چپ ردیف ایستاده (بعد از اون دو نفر نشسته) شمایید، کشته ی آدرس دهیمم D:
    آره دیگه از همین زمینای خاکی شروع کردین و وضع زانوتونو به این روز انداختین، البته خدارو شکر که دارین روزای بهبودی رو پشت سر میزارین.

    پاسخ:
    اونموقعها همیشه سر زانوهامون زخم بود ⁦:-D⁩
    @واران: واران جان به اونا میگن وصله ی شلوار، معلومه دیگه دکتر چقدر فوتبالی بوده، وصله های شلوار نشون میده تو این راه شلوارهااااااا پاره کرده.
    پاسخ:
    ⁦:-)⁩)
    @بیتا 

    قدیم ها یعنی بیست سی سال یه چیز دیگه بهش نمیگفتن زانو بند یه چیز دیگه بود اسمش :/‌
    پاک سوتی دادم میدونم 😂😂😃😅
    ولی الان بهش میگن وصله اونموقع ها میگفتن سر زانویی :)))😁😂
    یعنی تقصیر خودمه که وسط ماه عسل اومدم اینجا کامنت میذارم :/:)
    برای همینم سوتی دادیم :/.

    بیتا جان ما هم شلوارهامون از این وصله ها و سر زانوها داشت ولی اصلا بمعنی فوتبال زیادم نبود :))
    بلکه بخاطر کشتی و دعواهای بچگی  بود :دی 
    پس ربطی به فوتبال هم زیاد نداره :)))


    پاسخ:
    کلا اونموقع اینا مد بود. چقد هم مدلای مختلف داشت
    یه چیز دیگه بهش میگفتن :))
    زانو بند بهش نمیگفتن .
    اصلاح میکنم...
    http://s8.picofile.com/file/8296666576/430408948_134675.jpg

    اونی که با دایره مشخص شده شمایین :دی 
    امضاء : واران هستم مامور شناسایی سابق :))))))
    پاسخ:
    اره دیگه ⁦:-)⁩
    این زره زره کتاب خوندن عادت منم هست. برا هر جایی یه کتاب! پشت میز یک کتاب افتاده. پشت تلوزیون یک کتاب. جایی که میخوابم یک کتاب. :) 
    .
    +بله اصلا از توک چشمت معلومه خوبی! :)

    عکسه منو یاد آبادان و زمون سال های اولی که اومده بودیم خونه جدید انداخت! کلا 10-15تا خونه اطرافمون بود. ولی بچه زیاد داشتن. صبح تا شب تو کوچه فوتبال میزدیم.
    پاسخ:
    کلا عادت نداری کتاب همرات ببری ⁦:-)⁩) هر گوشه ای میشینی، یه کتابی هست بالاخره
    دکتر ی جوری گفتی از اتریش عکس فرستاده گفتم چه عکسیه:-/
    اینو که از تو دوغوز آبادم میشد فرستاد:-/
    والاع:دی


    + تو عکس نه‌کلاه دارین نه کچلین 
    برا همین قابل تشخیص نیستین:))
    پاسخ:
    عکس دست اون بوده. میخوام بگم پسرداییم هم از همین زمینای خاکی به اونجا رسیده ⁦:-)⁩

    + زهر مار
    من تا نوجونی هام کلا پاهام زخم و زیلی بودن، از بس که تند و بی دقت راه میرفتم و همیشه در حالِ دویدن بودم، البته الان سرعتم کم نشده فقط دقتم بیشتر شده.
    راستی یه سوال، میشه بگید منظورتون از تیتر چیه؟ ارتباطش با متن؟
    پاسخ:
    مربوط به پست جشنواره کن و پشت پرده هاشه ⁦:-)⁩
    گفتم آماده بشین،،، لنج ایز کامینگ...

    یعنی انقدی که واسه رگ خواب انتظار میکشم برا لالالند نکشیدم. 
    دکتر پست کنو همین روزا بنویسین خب. یه چند تا فیلم خوب خارجیم معرفی کنین. جدید. لطفا البته :دی سپاس فراوان
    پاسخ:
    سعی میکنم. فیلم خارجی که به مرور هم معرفی میکنم. دسته بندی موضوعی سمت چپ، فیلم.
    بازم چشم

    من دارم جنگ چهره زنانه ندارد رو میخونم. 
    پاسخ:
    ⁦:-)⁩
    آقای دکتر میم😊
    1-اون چند تا کتابی که قسمت اول بهش اشاره کردین میشه اسم ببرین تا مطالعه کنیم؟ (:-) چون بنظر میاد موضوعات جالب و خاصی داشته باشه که شما رو به فکر میبره (:-)
    6-پسرداییتون از اتریش چه عکس خوبی فرستاده😊

    چقدر توصیف کتابای عکس دار قشنگ بود:)
    میخواین اگه خیلی زشته بعد ماه رمضونم ننویسید:دی
    پاسخ:
    ⁦:-)⁩ نه دیگه در اون حد
    چه طور ذره ذره میخونید؟ البته خیلی خوب هست اما من اگه از کتابی خوشم بیاد 48 ساعت شب بیدازی هم بکشم یه نفس تموم میکنم :/ 
     
    پاسخ:
    بعضی کتابا رو نمیشه یهو تموم کرد، حتی اگه خوشت بیاد.
    آره منم یه زمانی هری پاتر ۴۰۰ صفحه ای رو یه شب تا صبح تموم میکردم ⁦:-)⁩
    چقدر دلم فیلم عاشقانه میخواد... البته من حسی فهمیدم مادر قلب اتمی جالب نیست. مرسی به خاطر اینکه مردم رو از حروم کردن پولشون نجات میدی:)
    پاسخ:
    ⁦:-D⁩ 
  • هلیا استاد
  • از کلک کامنت خونی برای پیدا کردن شخص مورد نظر عکس استفاده کردم. ادعای باهوشی هم ندارم :)))
    پاسخ:
    ⁦:-)⁩)
    بعضی کتاب ها رو بخصوص عاشقانه ها رو باید سریع خوند و بعضی کتاب ها رو با حوصله و زمان،مثلا من الان چند هفته یی هست کتاب مسله ی اسپینوزا نوشته ی اروین یالوم رو دارم میخونم و بسی بسیار لذت میبرم.
    پاسخ:
    اوهوم ⁦:-)⁩
  • هولدن کالفیلد
  • تو اون بچه ها هیچکسی کچل نبود نشناختم :))
    پاسخ:
    تکراری بود
    اون آبیه که گل گلیه ای؟
    پاسخ:
    نه، همون که بچه ها گفتن، سمت چپ ایستاده
    عالییی
    مهمونی کامی بدون رقیب یکی از چرت ترین فیلمایی بود که دیدم و به همه توصیه کردم نبینن! ولی تبلیغی که پشت مادر قلب اتمی بود....... عجب!!
    پاسخ:
    تبلیغی که مردم عام دوس دارن رو انجام میدن. اینستا و تلگرام... ارزونتر، راحتتر، بدون محدودیت های تبلیغاتی بیلبورد و تلویزیون. 
    و کلی نظرات جالب و کنجکاو کننده درمورد فیلم از دیدگاه بازیگران سینما...
  • یــاسـᓄـךּ ●‿●
  • به به ! :)
    پاسخ:
    ⁦:-)⁩
    اسلش میپوشیدی وقتی اسلش مد نبود! وصله زانو یا ساق!؟ :))


    پاسخ:
    ⁦:-)⁩))
    اصن نمیدونم شلوار خودمه یا کسی دیگه س که بزرگه ⁦:-D⁩
    در مورد اون کوکوچانل باید بگم این که سریال آبکی ماه رمضونی تلویزیونه. تو فیلمای سینماییمون هم منشی صحنه و کارگردان هیچ توجهی ندارن که چی تو صحنه داره می گذره و اگه یه کم دقت داشته باشه بیننده ، می تونه کلی سوتی بگیره
    پاسخ:
    ااااااره بابااااا
    مهمونی کامی!!!😐😐😐
    پاسخ:
    😐
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی