روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

بسیار مهم: با خود و طبیعت چه کنیم؟!

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۴۵ ب.ظ

+ من بیشتر از کوهنوردی، مسیرنوردی میکنم. طبیعتگردی ِ جاهایی که پیدا میکنم. از محلیا میپرسم یا جاهایی که خودمون روو نقشه پیدا میکنیم و با GPS میریم. جاهایی که کمتر دست آدمها بهش رسیده و کمتر نابود شده!


+ سال ۸۳ بعد از اینکه اولین بار قله شاهوار رو از مسیر اصلی رفتیم، بار دوم یه مسیر جدید و ناشناخته ای رو از طرف «پیر میشی» و «چشمه خرسی» رفتیم. شاهوار محل زندگی خرس قهوه ایه. جایی که میشه خرس قهوه ای رو با توله هاش درحال ماهیگیری از رودخونه دید! اما ما خرس رو صبح زود از فاصله ۷۰-۸۰ متری ، باوقار و آروم و قدم زنان ، از نزدیکی چادرهایی که خوابیده بودیم دیدیم. (اولین باری که خرس آزاد دیدم)


+ اون تجربه فوق العادهٔ بهشت عجیب منطقه «گرگزن» رو از روی نقشه پیدا کردیم (عکسها) و کاملاً سرخود رفتیم. و آبشار یخی «آوستا» رو از محلیا پرسیدیم که کسی مسیر سالم و دقیق بلد نبود! و رفتیم و لذت بردیم.


+ دوسال پیش که برای پرواز با پاراگلایدر از منطقه کردکوی و بسمت روستای درازنو (در ارتفاع ۳۰۰۰ متری از دریا) میرفتیم، دیدم مسیر طولانی و خیلی سربالایی روستا رو اسفالت کردن، آب و برق داره و حتی گاز هم درحال رسیدن به روستاست! روستای رویایی ای که تقریبا اکثر اوقات سال میتونید دریای ابرها رو از بالای اون ببینید و توهم بزنید.

ویلاهای مدرنی جای بافت روستایی رو گرفته بود. تعجبم از این بود که من روستاهای زیادی رو درهمون منطقه گلستان با دسترسی راحت، رفته بودم که برق یا حتی اب لوله کشی نداشتن!! اما اینجا ظاهرا دوتا از مسئولان فلان سازمان و ارگان، ویلا ساخته بودن و... ⁦:-|⁩


+ آبشار زیارت گرگان رو روزگاری با هیچ وسیله نقلیه ساده ای نمیشد رفت (نه اینبار آخر) ، جز پیاده و یا ماشین آفرود. آبشار زیبا و بکر و کاملا دست نخورده ای بود که ۹۵ درصد از قشر تنبل که حوصله ۵ کیلومتر پیاده روی رو نداشتن و همیشه لذت دیدنش رو از دست میدادن. اما الان میشه رفت، حتی با پراید! روستای زیارت که سالهاست پر از ویلاهای مدرن و شهری شده، و اطراف آبشار هم با کیوسک هایی که زده شده و پل زشت فلزی (به جای پل قدیمی و چوبی) برای رد شدن از رودخونه قبل از آبشار، شبیه یه منطقه مصنوعی توریستی و کثیف شده! فک کنین ما یه بار زمستون سر گذر از اون رودخونه داشتیم میمردیم! 


+ جنگل های گلستان و مازندران و گیلان ، کویرهای مرکزی و جنوبی و منطقه های غرب و شهرکرد و لرستان و... رو بارها رفتم، زمانی که میشد اسم طبیعت روش گذاشت! دیروز دوستم عکسهایی از هفته پیش جنگل ابر و قطری برام فرستاد!! شلوغ، شلوغ، کثیف، بی هویت، نابود! و جمعیتی که خیلی راحت اومده بودن و خوشحال از اینکه جایی به اسم جنگل ابر رو دیدن و... 

اما آیا خیلیا میدونن این اونی نیست که قبلاً بسختی و لذت فوق العاده درک طبیعت بکر میشد داشت و میشد دید!؟

کلی غصه خوردم... مثل وقتی که پل فلزی زشت آبشار زیارت رو دیدم، مثل وقتی که از توی مسیر عجیب و یکتا و زیبای دشت های «خالدنبی» کلی بطری و ظرف یکبار مصرف جمع کردیم! مثل شبی که اون درخت پیر و بزرگ رو توی جنگل بخاطر آتیش احمقانه یه شهروند خاموش کردیم و درخت افتاد و فرداش خیلیا به خاطر این هیزم حاضر و آماده خوشحال بودن. مثل وقتی که فهمیدم سالهاست دیگه نمیتونی توی دامنه «آزادکوه» و «وارنگه رود» آهو و کل و کبک دید! مثل شبی که وسط کویر مصر ، جمعیت بجای نشستن و تماشای آسمون زیبا و دیدن اون کویر ساکت و ناز ، دور آتیش، بزن و برقص میکردن و بوته های طاق رو آتیش میزدن و فردا هیچ اثری ازشون جز ذغال و پوست چیپس و پفک و بطری و کثافت و حماقت نبود!


+ دولت های ایران سالهاست تلاش وافر و سرسختانه ای برای نابودی طبیعت بکر دارن. و هر لحظه ای هم لازم باشه از داعیه حفظ محیط زیست برای تبلیغاتشون استفاده کردن. به همون نسبت برای ساخت ویلا وسط دشت و کوه ها مجوز دادن، سالها پیش، دکتربزرگ برای احداث جاده از وسط جنگل ابر، حاضر شد درختها رو بسوزونه و قید بیرون اومدن از آثار جهانی یونسکو به عنوان قدیمی ترین جنگل جهان رو بزنه!

و حالا به لطف جاده های آسفالته و مجوز ویلاهای تمیز و تورهای متعدد و عکس های اینستاگرام و تلگرام و دسترسی های راحت، سیل توریستهای علاقمند به طبیعت!! به مناطق بکر روانه شده و دیگه لازم نیست پیاده بری و توی چادر بخوابی و آب با خودت ببری. نوک قله هم یه کیوسک پیدا میشه که پفک و سیگار و نوشابه بخری و... همیشه درخت هست که بسوزونی و کباب بزنی و کثیف کنی و طبیعت رو تموم کنی و برگردی.

چند سال دیگه نه حتی چرنده و پرنده آزادی میبینی، نه دشت شقایقی وجود خواهد داشت، نه جایی که فکر کنی از شهر خارج شدی!

میگه «دشتِمان گرگ اگر داشت نمینالیدیم... نیمی از گله ما را سگ چوپان خورده...»


+ نظر شما چیه؟ بنظرتون راحتتر شدن دسترسی ها و تله کابین ها و ویلاها بخاطر دیدن طبیعت خاص برای همه مردم و راحت بودنشون مهمتره؟ یا شما هم فکر میکنید مخفی موندن و دور از دسترس بودن این جاها یه قدم برای حفظشه؟

اینکه روستاها آب و برق و گاز و مسیر خوب داشته باشن خیلی خوبه، اما سیل مردم و مزاحمت ها و کثیف شدن ها؟ حفظ حریم حیوانات و منحرف شدن و کثیف شدن آب رودخونه ها و آبشار ها؟ کنترل این بی فرهنگی؟ برای این غم، چیکار میشه کرد؟!


  • ۹۶/۰۴/۱۸
  • دکتر میم

نظرات (۲۱)

بازم مجبوریم غرب و شرق رو مثال بزنیم که هم دسترسی آسون و راحت رو تامین میکنن هم فرهنگ گشت و گذار توی طبیعت رو رعایت میکنن. جوری که ما توی عکسا و فیلما می بینیم انگار بکره بکره طبیعت های پر بازدیدشون!  چرا خب؟ چرا اونا آره و ما نه؟ عرضه فرهنگ سازی نداریم؟ توی یه کتاب تاریخ باستان خونده بودم صفت بارز ایرانی ها "عیاشی و تفریح محضه" انگار ما همونجوری که بودیم موندیم و قصد تغییر نداریم!

پاسخ:
والا مگه اونوریا جاده سازی و ایجاد جاذبه های طبیعی رو بلد نیستن؟ پس چطور سوییس با اینهمه پیشرفت و تکنولوژی و امکانات، طبیعتش اینقدر خاص و بکره؟! ... اوه راستی حواسم نبود ، شماها سوئیس نرفتین ⁦:-D⁩
ولی حاجی من دیگه به وسایل طبیعتگردیم دارم تفنگ هم اضافه میکنم. مردمو میزنم. اونایی که گند میکشن به همه جا.
بابا این خارجیا وقتی میخوان وارد محیط زیست یه سری حیوانات خاص بشن، با لباس بدل شبیه همون حیوونا میرن که حیوونا نترسن! ما تا چهارتا گربه آویزون نکنیم و خر وسط مزرعه رو به گوه خوردن نندازیم و گرازا رو فراری ندیم ، ول کن ماجرا نیستیم!
  • آقاگل ‌‌
  • خدا خوبمون کنه.
    خدا خوبمون کنه
    پاسخ:
    بقول رضا مارمولک، همش خریت خودمونو میندازیم گردن خدا، همش هم میخوایم خدا یه کاری بکنه!
    با اینکه خدا راه میزاره، ولی ما همچنان خریم.
    واقعا غم بزرگیه....
    بنظرم من همون طور دست نخورده باقی بمونه و بدون امکانات دسترسی راحت، بهتره
    چون هرکس بخواد استفاده کنه و واقعا قصد لذت داشته باشه زحمتش رو به جون میخره و با سختی میره
    هر عقل سالم و سلیمی! در ایران! اینو میدونه که راحت کردن دسترسی مساویست با خارج شدن اون منطقه از بکری و زیبایی قبلش
    امیدوارم دولت ها درست عمل کنن و ما هم آدم بشیم
    کاش اینقدر وضعیت فرهنگیمون توی همه چی! داغون نبود...
    :(
    پاسخ:
    ایشالا.
    بنظرم من کسی که نمیتونه پیاده، دوروز از وسط یه محیط طبیعی بگذره و شب توی چادر و کیسه خواب بخوابه ، بهتر که هیچوقت نگذره. لازم نیست حتما بین راه براش ویلا ساخته بشه!
    البته احتما دولتها ، ایجاد مشاغل (بستنی فروش و ویلا ساز و بلیت تله کابین و... و درآمدزایی، بیشتر توی تبلیغات جواب میده تا حفظ یه درخت!
    ما ی بار رفته بودیم جنگل ابر این بنده خداها برای اینکه بکر بمونه جاده رو آُسفالت نکرده بودن خاکی بود،بد وبیراه و فحشی بود که مردم به کیوسک ورودی میدادن و دعوا که حالا که پول میگیرید چرا آسفالت نمیکنید!!؟؟یکی انقد عصبانی بود اومده بود 5 تومنشو پس بگیره!
    پاسخ:
    اون کیوسک ورودی رو دو سه ساله زدن. از وقتی اینستا و تلگرام و بازارداغی تورها زیاد شد. بالاخره دوتا شغل ایجاد شده دیگه؟! پول، برای چی؟! بهبود جنگل؟ ساخت دستشویی؟ آشغالا رو جمع میکنن؟! درخت میکارن؟! یا به درختا آب میدن؟! اونم با پوشش جنگلی که درختهاش رو هنوز بشر نتونسته بکاره و باید طبق سیر طبیعیش در بیاد! شایدم مسیر حرکت ابرها رو همون کیوسک تعیین میکنه؟! بحث پول الکی یه طرفه، بحث کیفیت جاده و امکانات یه چیز دیگه.
    اون جاده رو هم مردم محلی و کمپین های محیط زیست نذاشتن آسفالت بشه. هرچند که الان همون جاده صاف و تمیز خاکی که روزی اینهمه ماشین از روش میره و میاد، دیگه الان کم از جاده آسفالت نداره!
    البته دعوایی که میگم سر آسفالت نکردن بود و کثیف شدن ماشیناشون...اما بله ،اینم که اون پولا کجا میره جای خود داره...
    نکنه شما بودید دعوا میکردید؟:))
    پاسخ:
    میدونم دعوا سر همین بود ⁦:-)⁩
    من و دعوا بخاطر آسفالت نکردن؟! اگه آسفالت میکردن، شاید میرفتم واسه دعوا ⁦:-)⁩
    من قدیم خیلی مسیرهای ابر رو رفتم خیلی جاهاش خوابیدم، دیگه نمیرم. اگه برم فقط توی مسیرمه که رد بشم، پیاده، بدون پنج تومن یا اگه بخوام گروهی رو از مسیر خاصی ببرم ⁦:-)⁩
  • آقاگل ‌‌
  • با کسب اجازه از شما.

    http://aghagol.blog.ir/post/1228
    پاسخ:
    صاحب اختیاری آقاگل
    ممنون 
  • پـــــر ی
  • نمیشه مردم این مناطق بکر رو از امکانات اولیه زندگی مث همین آب و برق و اینها محروم کرد تا نتیجه اش این بشه که همچنان این مناطق دست نخورده باقی بمونه، باید در زمینه فرهنگ تفریحی مردم تبلیغات و‌آگاهی سازی صورت بگیره.
    پاسخ:
    کامنت حاج مهدی و جوابش...
    و تکمیلتر اینکه، بسنده کردن فقط به فرهنگسازی، کافی نیست؟! کی مسئولش باشه؟! حتماً دولت؟!!!
    باید هر محلی هر شهر و منطقه ای خودش یه اقدامات جلوگیرانه و سرسختی انجام بده. تا مسافرین کم کم آداب اونجا دستشون بیاد. مثلا فکر کن پلیس، بابت آشغال ریختن توی محیط طبیعی یا آتیش زدن در جای غیر مشخص با چوب درختای زنده، مردم رو میگرفت و جریمه میکرد! 
    نمیگم دقیقا اینکارو بکنن، چون خیلی چیزا پیش میاد، اما ثابت شده روی قوانین و جریمه ها بهتر میشه کار کرد تا روی فرهنگ سازی.
  • سید رمضان حسینی
  • راستش جایی که ما هستیم هم خود مردم هستن که دارن برای پول بیشتر زرت و زورت ویلا می سازن و گاز و آسفالت می برن و ...
    بی توجه به نابودی طبیعت و فرهنگشون و آینده بچه‌هاشون.
    پاسخ:
    مردم با مجوز و رشوه دادن به کی اینا رو میسازن؟!
    من که گفتم تقصیر همه ست، هم مردم ، هم مسئولین
  • میرزا ژوزف پولیتـزِر
  • سلام دکتر شما هرچی خودتو  به در و دیوار هم بکوبی، درست بشو نیست که نیست. غمه. بله که غمه. پری درست میگه حاج مهدی درست میگه . شما درست تر میگید. ولی مسدله اینه که باید یه حکم سنگین براش بذارن که نشدنیه. تمام مراتع و جنگلها رو مجهز به دوربین مدار بسته کنن که بتونن اون خاطیه اولی رو پیدا کنن تا حکمی که نشدنیه رو اجرا کنن که نشدنیه. باید مثلا جان عمَشون فرهنگ سازی کنن که هر نقر به سهم خودش در حفاظت از محیط زیست حودشو به زحمت بیاندازه که اگه نندازه فلان حکم نشدنیه با سندیت همان دوربین های نشدنی، پدرتان را فلان میکنه که این هم نشدنیه. 
    همین امروز یه جای بسیار بسیار بسیار زیبا در استان مازندران  به نام الیمرات
    https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%AF_%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA 
    بودم. انقدر قشنگه که وصف ناشدنیه. باورتون میشه قطعا. با چشمام دیدم یه خانمی از داخل ماشین یه نایلون که داخلش مای بی بیه فرزند دلربایشان که مملو بود از پس مانده های روده ی مبارکشان را با یک پرتاب سه امتیازی شوت کرد به یه شاخه ی درخت آویزون شد. گازشو گرفتم رفتم جلو. پیاده شدم گفتم چه کاری بود؟ با تمام احترام و ادبی که در سیمای ایشون دیده میشد با لهجه ی فلان جا فرمود: ملت ریخت چرا من نگه دارمش تو ماشین .  از بوش خفه میشیم خوب. حیوونا میان میخورنش.
    مردم هرگز و هرگز و هرگز و هرگز.... درست بشو نیستند. این که منتظر مسئولین باشیم، هم نشدنیه.
    سلام دکتر شما هرچی خودتو  به در و دیوار هم بکوبی، درست بشو نیست که نیست. غمه. بله که غمه. پری درست میگه حاج مهدی درست میگه . شما درست تر میگید. ولی مسدله اینه که باید یه حکم سنگین براش بذارن که نشدنیه. تمام مراتع و جنگلها رو مجهز به دوربین مدار بسته کنن که بتونن اون خاطیه اولی رو پیدا کنن تا حکمی که نشدنیه رو اجرا کنن که نشدنیه. باید مثلا جان عمَشون فرهنگ سازی کنن که هر نقر به سهم خودش در حفاظت از محیط زیست حودشو به زحمت بیاندازه که اگه نندازه فلان حکم نشدنیه با سندیت همان دوربین های نشدنی، پدرتان را فلان میکنه که این هم نشدنیه. 
    همین امروز یه جای بسیار بسیار بسیار زیبا در استان مازندران  به نام الیمرات
    https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%AF_%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA 
    بودم. انقدر قشنگه که وصف ناشدنیه. باورتون میشه قطعا. با چشمام دیدم یه خانمی از داخل ماشین یه نایلون که داخلش مای بی بیه فرزند دلربایشان که مملو بود از پس مانده های روده ی مبارکشان را با یک پرتاب سه امتیازی شوت کرد به یه شاخه ی درخت آویزون شد. گازشو گرفتم رفتم جلو. پیاده شدم گفتم چه کاری بود؟ با تمام احترام و ادبی که در سیمای ایشون دیده میشد با لهجه ی فلان جا فرمود: ملت ریخت چرا من نگه دارمش تو ماشین .  از بوش خفه میشیم خوب. حیوونا میان میخورنش.
    دیگه حرفی ندارم.
    پاسخ:
    چراااا، درست میشه. هرچیزی راه داره. 
    من سه بار عربستان رفتم . هربار، در یه زمینه هایی به چشم میدیدم چیا داره عوض میشه. اینجا جاش نیست که مفصل بگم، اما همون سعودیا در خیییلییی زمینه ها فرهنگشون از ما بیشتره. همون شترسوارهای بیسواد وحشی و قدیمی. قانون و تکنولوژی رو بردن کشورشون. الانم فرهنگش اضافه شده بهش.
    اینجا هم میشه. مگه چندسال پیش کسی کمربند ایمنی میبست؟! واقعا فکر میکنی الان همه بخاطر فرهنگ میبندن؟!
    یا خیلی چیزای دیگه که توی این سالها تغییر کرد، چه با برنامه، چه اتفاقی
    خب حالا چیکار کنیم؟
    کاری که از دست ما برمیاد فرهنگ سازی و توجیه کردن اطرافیانه. 

    به نظرم یکم باید حساسیت روش بیشتر بشه. اونم نه فقط اینطور که داریم از دست میریم و آشغال نریزید و فلان. یک سری حرکت های خلاقانه لازمه. فعالیت های میدانی شاید :دی 
    چندسال پیش یه هنرمندی چندپرفورمنس خیابانی اجرا کرد به همین مناسبت. همون که صورت و بدنش رو گلی کرده بود و ساعت ها نشست جلوی برج میلاد . شده بود نماد زمین بی آب.
    یه همچین کارایی خیلی خلاقانه و موثرن. و خب چون رو در رو با مردم برخورد می کنی بهتره. 
    پاسخ:
    آره، دقیقا کار میدانی. حرکتهای خلاقانه و سختگیرانه و قانونگذاری درکنار هم.
    طرح مدوّن هم میتونیم بنویسیم، بعداً کمپین بزنیم و اجرا کنیم ⁦:-)⁩
    اول یه نقد کنم:
    له شدیم بسکه در حین خوندن متن، مدام لینک باز کردیم! :| ما هم که وسواس اندر وسواس! :/

    خوب برای کشوری که منابع طبیعیش (چه جنگل و کوه و دریا و ...) زیاده-که این روزا رو به کم شدن هستن- قطعا باید این جاده سازی ها و ویلا سازی ها با برنامه ریزی دقیق تری انجام بگیرن! 
    یا حداقل کمی آینده نگری کنن! یا حداقل ترش، در ازای از بین بردن اون مکان، یه جای دیگه رو برای جبران، درخت کاری و غیره، کنن!
    این در صورت لزوم برای ساخت مکان های له کننده ی طبیعته!
    اگر هم لزومی نداره...اهم...ولی نسازن ما راضی تریم! :)
    پاسخ:
    اولاً معذرت میخوام، خواننده های وبلاگ معمولاً یادشون بود... بازم لینک گذاشتم که اگه کسی نمیدونه یا یادش رفته یا دلش بخواد جزئیات حرفامو تصور بکنه، راحت باشه.
    اما در مورد وسواس بعداً راه حل پیشنهاد میدم ⁦:-)⁩
    دقیقا درسته، برنامه ریزی، آینده نگری، قانون مرتبط ... چیزایی که نداریم یا درست اجرا نمیشه
  • خانوم فاف
  • چه پست تلخی. واقعن از بین رفتن این مناطق بکر برام دردناکه.
    خیلی از مردم به ساده ترین راه حفظ طبیعت که نریختن زباله س بی توجهن. مسولین هم که هیچی :|
    راستشو بخواید من خیلی نا امیدم. انگار هیچی قرار نیس درست بشه. نه برنامه ی درستی داریم. نه کسی دلش می سوزه.

    پاسخ:
    اوهوم ⁦:-(⁩
  • گمـــــــشده :)
  • بچه که بودم روستای مادری زیاد می رفتیم. جای بکر و دست نخورده ای بود. یه چشمه درست وسط روستا داشتن. با همون چشمه که هنوز هم هست آب شرب روستا با لوله کشی تامین میشد.
    روستای مادری از وقتی یادم میاد برق داشتن. ولی من ۶ یا ۷ طالم بود که تازه برای روستای پدری برق کشیدن.هیچ کدومشون هنوز گاز ندارم.
    روستای مادری برای ما حکم شمال داشت. ۴-۵سال پیش که برای اولین بار شمال رو دیدم بیشتر به خوبی دیار مادری پی بردم.
    بچه که بودیم تنها ماشین دسترسی به دیار مادری یه مینی بوس قرمز بود که ما بهش می گفتیم مینی بوس مجید.
    جاده دسترسی به روستا خیلی بد بود و فقط مجید و مبنی بوسش حاضر بودن اون مسیر رو طی کنن
    همه چیز خوب بود. کم کم وضع جاده بهتر شد. جیب و پیکان هم رد می شدن
    کمی که جاده بهتر شد پراید هم از جاده می گذشت
    اما اما اما
    از سال ۸۴ به بعد که سیل سد سازی تو کشور راه افتاد یه ید هم به دیار مادری رسید
    یادم نیست استارت کار چه سالی زده شد اما کارهای عمرانی ناشی از ساخت سد باعث شد جاده دسترسی به روستا آسفالت بشه و شد آن چه نباید بشه.
    بابا همیشه می گفت این جاده اگه آسفالت بشه و مردم کشفش کنن دیگه این بکر بودن شو از دست می ده

    پاسخ:
    داستان همون استفاده بیشتر از تبلیغاته.
    قطعا هرچیزی مثل سد و آسفالت ، هرچقدر هم بی برنامه باشه، بیشتر از محیط زیست برد تبلیغاتی داره
    سلام
    به تجربه های طبیعت گردیتون خیلی غبطه میخورم.
    به اندازه شما طبیعت گردی نکردم ولی تا جایی که دیدم هر جایی دسترسی راحت بوده علاوه بر آلودگی محیط، تاثیر منفی فرهنگی هم بوده که معمولا با نارضایتی محلی ها همراهه. چون کسایی که میرن توی یه محیط غریبه دلشون برای اون محیط نمیسوزه و اونو از خودشون نمیدونن هر کاری دوست دارن میکنن...
    *یکی از جاهایی که از دیدن آشغال تعجب کردم آخرین ایستگاه کلکچال توی زمستون بود. باورم نمیشد شخصیتی که حاضره اینهمه مسیر تو اون هوا بالا بیاد پلاستیک های بزرگ زباله اش رو ول کنه و برگرده:|‎
    پاسخ:
    کلکچال که مسیرش نسبتا خوبه، زیاد میان. اما خب اکثرا کوهنوردن. تعجب همینجاست!
  • عاشق بارون ...
  • با اینکه من عاشق جنگل ابر هستم و خب فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت هم بتونم برم٬ حتی اگه اینجور امکانات باعث بشه بتونم یه روزی خیلی راحت برم اونجا٬ ترجیح می‌دادم هیچ‌وقت نرم ولی همچین بلاهایی هم سرش نیاد.
    یه نظرم رفتن به یه سری جاها تو طبیعت لیاقت می‌خواد! که اونی که واقعاً طبیعت رو دوست داره و حاضر نیست بهش آسیب بزنه و سختی‌های رفتنش رو به جون می‌خره لیاقت رفتن به اونجاها رو داره. نه اینکه جاده بسازن و راه باز کنن تا هر کسی سرش رو بندازه پایین راحت بره اونجا و بعد هم ذره‌ذره نابودش کنن.
    من اینقدر به همین اطرافیان خودم گفتم که پلاستیک تجزیه نمی‌شه و پوست موز و تخمه و این چیزا هم چشم بهم زدنی تجزیه نمی‌شه٬ که به راحتی هر جایی می‌ریزید و می‌گید کود می‌شه٬ بیچاره شدم! در نتیجه واقعاً نمی‌دونم چیکار می‌شه کرد. من این همه سال نتونستم خیلی از دور و بری‌هام رو قانع کنم که این کارا رو نکنن. حالا چطور می‌شه از تمام مردم و مسئول‌ها انتظار داشت!
    پاسخ:
    میگن که سعی کنین وقتی میرین توی طبیعت، تنها ردی از خودتون میزارید، رد پا باشه.
    همینه دیگه
    سلام 
    من عاشق طبیعتم باتوجه به نکاتی که شما
    و دوستان گفتید مناطق بکر مخفی بمونه خیلی بهتره
     
    پاسخ:
    من همچنان موافق همین طرحم، اما با برنامه.
    هر وقت، فرهنگ و امکاناتش جور شد، بعد آماده ش کنن برای جذب گردشگر
  • نیمچه مهندس ...
  • من موافق مخفی موندنش نیستم.مردم نمیدونن ما چنین جاهایی داریم بعد کشورای دیگه رو میبینن میگن ببین اونا چیا دارن!
    به نظر من فرهنگ سازی اثر داره.خودمو مثال میزنم.همیشه به پدر و مادر و خانوادم میگفتم زباله هارو تو ماشین نگه دارید تا برسیم به اولین سطل زباله یا اصلا خونه.اون قدر گوش نمیدادن که چند ماه بود بیخیالش شده بودم.بعد همین هفته پیش با بابام و عموم رفتیم جایی و بابام نذاشت عموم زباله هارو بریزه بیرون.گفت طبیعت کثیف میشه و قیافه ی من دیدنی بود! و در جواب اون قیافه گفت خودت همیشه میگی.
    به نظرم یه کتاب لازمه به کتابای درسی اضافه بشه از دوران ابتدایی در مورد نگهداری از طبیعت و طبیعت هر منطقه.یه جورایی همون کتاب جغرافیای استانی که تو دبیرستان اضافه کردن.با جریمه هم بسیار موافقم.
    +یه نکته هم بگم.بعضی وقتا مردم دلشون میخواد زباله نریزن ولی نمیشه.مثلا تو شهری که من درس میخونم تو خیابونا سطل زباله فقط تو خیابونای قدیمی هست.اونایی که حدود ده ساله ساخته شده هم سطل نداره.
    پاسخ:
    خب بگن ااا اونا چیا دارن! ⁦:-)⁩
    پدر و مادر شما بافرهنگن و خوب میفهمن. اما تا بخوان همه بفهمن که دیگی چیزی نمونده که بفهمن یا نفهمن!
    آموزش از مدرسه خوبه، اما بازم اکثر بچه ها، توی خانواده چیزای متفاوت با مدرسه میبینن
  • پـــــر ی
  • خب بعله، این مسئله رو اگه با اونوریا مقایسه کنین مثل باقی مسائل باید بشینیم و دودستی بکوبیم تو سرمون.
    از طرف دیگه، اساسا تو کشور ما همه چیز دست دولته حتی فرهنگ و فرآیند فرهنگ سازی. شما سازمان خوب و گسترده ای که کار فرهنگی در سطح شهرهاو استان ها انجام بده بدون اینکه ساپورتش دولت باشه میشناسین؟ نه. 
    ولی خب در مورد اینکه گفتین مردم هر منطقه خودشون یه قوانینی بزارن هم نشدنیه، تو این فقر فرهنگی که حتی پایتخت این کشور رو هم گرفته چطور از مردم عادی و محلی مناطق دور از دسترس انتظار دارین فرهنگ خاص منطقه ای واسه خودشون تولید کنند. اساسا فرآیند «تولید فرهنگ» خودش به پایه های بنیادی تری از «خرده فرهنگ»های دیگه نیازمنده که خب از عهده مردم عامی خارجه.
    بنابراین به نظر میاد صحبت خودتون مبنی بر جریمه واینها کارکرد بهتری تو ایران کنونی داشته باشه.
    پاسخ:
    جریمه و قانون سفت و سخت همیشه جواب داده و میده
    بعدشم ، آره، انتظار دارم روستاها قوانین محلی تولید بکنن، شما چرا انتظار نداری؟!!!!!
    اتفاقا هرچی بیشعوری و بی فرهنگی و کم سوادیه مال شهرنشیناست. عین آمار!
    یادم بنداز روستای محروم بهت نشون بدم، بسیار بسیار بافرهنگ تر و پرمحتوا تر و «فرهنگ تولید کننده تر » از من شهری و دولت و شهرهای بزرگ!
  • جیک جیک نژاد
  • خر وسط مزرعه رو به گوه خوردن نندازیم ؟!!    خیلی خوب گفتین :D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D

    نگم که چقد منم حرص میخورم سر محیط زیست

    هرجا هم بحث این حرفا میشه الحمدلله همه با هم  هم نظر و موافقن ولی خب واقعیت چیز دیگه ای رو میگه


    ایشالا این مردم یه روزی به خودشون بیان و بفهمن به قول کامنت بالایی همه چی به گشت و گذار و عیاشی و لذت نیس.


    پاسخ:
    ⁦:-)⁩ والا
    کسایی که محیط زیستو گند میزنن که این چیزا رو نمیخونن
    ایشالا
  • سید رمضان حسینی
  • حرفم دفاع از دولت نبود ها. حرفم این بود که مشکل دقیقا یه کم گره خورده تر از این حرف‌هاست. عوامل خیلی زیادی توش دخیلن.
  • زهرا یگانه
  • میگن رضاخان داشت از جایی  رد می شد دید تعداد زیادی معناد افتادن گوشه ی خیابون. پرسید چرا؟ گفتن بهشون مواد نرسیده. دستور داد ;i بهشون مواد بدید بتونن برن سر ِ کار ُ زندگی شون. شب دوباره اومد دید بازم افتادن گوشه ی خیابون، پرسید چرا؟ گفتن مواد کشیدن نئشه شدن. دستور داد همه رو بریزین تو دریا درست عبرت شه برای دیگران!
    حالا برا این قضیه هم چند نفر رو بندازن تو دریا درست میشه! :D
    پاسخ:
    واسه رضاخان که از این قصه ها زیاد ساختن ⁦:-)⁩)
    اما آره، چند نفرو که آویزون بکنن، دیگه بقیه یه کم شاید بفهمن
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی