روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

تکون

دوشنبه, ۸ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۳۲ ق.ظ

گفت «اگه دیدی ثابت موندی و دنبال تغییری، و دیدی که از هیچ اتفاقی تعجب نمیکنی، دنبال یه اتفاق بگرد یا اتفاقی ایجاد کن که خودت تعجب بکنی!

در تاریخ امریکای معاصر، فقط چند اتفاق افتاد که جامعه ای که از هیچ چیز تعجب نمیکرد،، تکون خورد!!»


  • ۹۶/۰۸/۰۸
  • دکتر میم

نظرات (۱۸)

  • گمـــــــشده :)
  • متوجه جمله آخرتون نمی شم
    پاسخ:
    ببین ، جامعه ای که دیگه از هیچ اتفاقی تعجب نکنه، یه درد بزرگ و یه مشکل بزرگ داره! اینکه اونقدر مردم یه جامعه به اتفاقات عجیب و غریب عادت بکنن و عکس العملی نداشته باشن، و بگن خب عادیه دیگه، کشور ماست دیگه، همینه دیگه،،،، باید برای این جامعه نگران بود! چیزی که سالها توی ایرانم میبینیم، نه از اختلاس تعجب میکنیم ، نه از ترور، نه از حکم ها و کارهای احمقانه بعضی مسئولین، نه از رفتارهای غیراجتماعی و غیرمسئولانه خود مردم!! و لذا عکس العملی هم نششون نمیدیم! جامعه ای که تعجب نکنه، تکونی هم نمیخوره!
    عجب! 
    در راستای این توصیه خوبت پیشنهاد میکنم خودتو از تله کابین بنداز پایین. انقدر تعجبش خوبه! :))
    پاسخ:
    آب از سر من گذشته،، دیگه از اینم تعجب نمیکنم! :-))
  • ماهی کوچولو
  • تغییر تکان دهنده فقط و فقط آرایش بعضی دخترا :)) 
    پاسخ:
    :-))
    در این برهه حساس کنونی تعجب کردن درست نیست. هست؟ 
    پاسخ:
    کدوم برهه حساس کنونی؟؟؟!!!!!!
    در عصر معاصر, الخصوص کشور ایران اکثره  رخدادها اتفاقات نیست, اختیاراته, فقرمون, بیکارمون, دسبردها یا به عبارتی دزدی های علمی  , محیط زیستی, زمین خواری ومدرک خواری  و قچاق کالا و... 
    پاسخ:
    همه اتفاقات، از اختیارات یه سری آدمها نشأت میگیره
    دکتر از شما چه پنهون من تا یاد میدم تو برهه حساسس کنونی قرار داریم. :)
    اینکه میگید همه چیز داره برامون عادی میشه و از هیچ چیزی متعجب نمیشیم هم قابل بحثه. به نظرتون چرا متعجب نمیشیم؟ من نظرم اینه که خب وقتی یک موضوعی تکرار و تکرار بشه اندک اندک عادی میشه. بار اول اذیتمون میکنه. متعجب میشیم. بار دوم یه کم اذیت میشیم یه کمم شاید متعجب بشیم. بار سوم دیگه نه اذیت میشیم نه تعجب زده.
    پاسخ:
    خب همین تکرار و متعجب نشدن و عادی شدن بده دیگه! برای یه جامعه، درده!
    مثال دیگه ش، اسید پاشی!
    جامعه ای که از هیچی تعجب نمی کرد .. چه جمله ی بی نظیری ...
    پاسخ:
    :-)
  • نیمچه مهندس ...
  • احتمالا جامعه شون چون انتظارش رو نداشتن تکون خورده.وگرنه چیزی که زیاده از این اتفاقا
    پاسخ:
    خیلی باید اتفاق خاص باشه که وادار به تعجب بکنه،، مثل انفجار برج های دوقلو
    سلام
    منظورتون (یا منظورشون) از تکون خوردن چیه؟!
    الان جامعه امریکا با برج دوقولو تکون خورد؟
    خب بعد چی شد؟
    تعجب کردن رو که مترادف با تکون خوردن نذاشتین؟
    تعجب کردن باعث تکون خوردن میشه؟
    جامعه امریکا چه تکونی خورده؟!


    + مشکل ما ایرانیا از جای دیگه است!
    چرا اینطور شدیم؟

    پاسخ:
    منظور، هشیار شدنه. مثل ماها که بعد از حمله به داعش هشیار شدیم، تکون خوردیم، تعجب کردیم، ترسیدیم.
    آره، انفجار برجهای دوقلو یه نقطه عطف بود براشون، و چند تا اتفاق دیگه. اما در کل، اونا هم مثل ما!
    آره، تعجب کردن، باعث عکس العمل و پیگیری کردن میشه، گاهی باعث اعتراض میشه، گاهی باعث یه حرکت یا موج جدید.
    کشورها گاهی تکونهایی میخورن. مثلا سال ۱۹۹۴ امریکا توی یه خانواده خیلی خوب و پولدار و معروف با ظاهری فوق العاده، قتلی رخ داد. پدر و مادر خانواده، بشدت و وحشیانه کشته شدن. با شاتگان، داغون شدن. اول میگفتن کار مافیاست! بعد فهمیدن کار دو پسر خانواده ست! پسرهای ظاهرا خوب و تحصیلکرده!! 
    اونجا یکی از بزرگترین تکونهای مردم امریکا بود و باعث بررسی روانشناسی رفتاری بین خانواده ها و پدر مادر ها با بچه ها شد. قوانین جدیدی تصویب شد و دلایل و انگیزه ها و جزئیات اون پرونده بشدت تاثیرگذار بود.

    + گفتم که، ما ایرانیا هم مثل خیلیای دیگه. بی حس شدیم به خیلی اتفاقا! عادی شده برامون. 
     سلام
    جناب دکتر قبلا قرار گذاشتین یه سری پستهای تاریخی جامعه شناسانه توی وبلاگتون منتشر کنید 
    الان یه چکیده تحلیل گذاشتین
    که توی کامنتها باید موضوع رو پیگیری کنیم
    واقعا حیفه
    زکاتتتونو بدین
    این داستان و نتیجه کامنت آخری رو میتونین توضیح مفصلتر بدین؟
    یا لینکی دارین که توضیح داده باشه؟
    ممنون
    پاسخ:
    :-))
    چشم. 
    کامنت اخر ... کلی گفتم خب.
    اصل و چکیده مطلب همون متنه
    راه تحقیق هم بازه، چشم مینویسم
    ممنون
    بیشتر اون قسمت اثرگذاری روی تحقیقات روانشناسی و قوانین مد نظرم بود که توضیح بیشتری میطلبه.
    اگر این موضوع در آمریکا اسمی داره، یا پرونده این خانواده با اسم خاصی مطرحه اونو بفرمایین تا در راه باز تحقیق قدم بذارم‎(:‎
    پاسخ:
    بعضی منابع چون جدیده، انگلیسیه.

    چشم ، مینویسم درموردش
  • جیک جیک نژاد
  • چقد خوبه وبلاگتون.
    پاسخ:
    لطف دارین :-)
    بابت لینک ممنون
    توضیحات خوبی و نسبتا کاملی داشت
    لطف کردین
    پاسخ:
    :-)
    چه خوش گفد:)
    پاسخ:
    :-)
    تکون بده تکون بده یالا زندگی ت رو تکون بده
    این کودک آزاری ها خیلی رو اعصابه هیچ کسی هم کاری براش
    نمی کنه که این خیلی بیشتر رو اعصابه
    نمی دونم چطور یه اتفاق تو زندگیم ایجاد کنم با این که خیلی بهش نیاز دارم
    پاسخ:
    بله، اونم کودک آزاری ها که زیاد شده :-/

  • سوفی آموندسن
  • نمی دونم بعد از خوندن این مطلب دلم خواست محمد رضا شبانعلی رو به شماپیشنهاد بدم شاید با مطالب ایشون بتونید وارد دنیای ابهام بشید ! و دنبال تغییر خودتون برید ....
    http://www.shabanali.com/
    شاید از این رو اینو به شما پیشنهاد می کنم که مدل ذهنی تون رو مرتبط دیدم. امیدوارم خودتون رو به چالش تغییر دعوت کنید. :)
    پاسخ:
    با منی؟! 
    شعبانعلی یه زمانی پیش ما میومد و میرفت... 
    یه جورایی شبیه قسیء القلب شدنه
    اینکه همه چیز برات عادی بشه
    پاسخ:
    اره یه جورایی
    برای همینه که من کلا قطع امید کردم ..
    پاسخ:
    :-/
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی