روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند... سکوووت

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند... سکوووت

پربیننده ترین مطالب

تمرکز

دوشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۶، ۰۲:۰۱ ب.ظ

منم یه زمانی کم سن و سال تر بودم... اون زمانها هم اتفاقات سیاسی زیاد بود. اما سیاست، آخرش بازی خوردن ِ مردمه! برای احیای ارزشهای انسانی و فرهنگی هم میتونیم از خودمون شروع کنیم. معمولاً سیاست هیچ تاثیر مثبتی توی هیچ جا نداشته. ما فقط باید بتونیم کنترلش بکنیم و پیشبینیش بکنیم تا به موقع جاخالی بدیم که تیر و ترکش ش بهمون نخوره :-) اما پایه های اقتصاد هر نفر درصد زیادیش دست خودشه. و آخرش هم چند سال دیگه ، یه نفر از همین نسل شما ایران رو نجات اقتصادی خواهدداد.

یادتون باشه چه نظام عوض شه، چه نشه... چه حجاب برداشته بشه، چه نشه... چه همه چی آزاد بشه، چه نشه.... بازم شما باید بتونید کار بکنید و خودتونو از این باتلاق اقتصادی بیرون بکشید. باید پول در بیارید تا بتونید به خیلی چیزا فکر کنید. کسی پول مفت بهتون نمیده. ایران اگه سوییس هم بشه، بازم بعضیا فلک زده میمونن و همینی ان که هستن. پس... اینقدر وررر نزنید و تمرکزتونو بزارید جای با ارزش.(این جمله آخر رو همیشه به خودم میگم. هر کی ام دوست داشت، به خودش بگیره، بد نیست)


+ باز تاکید میکنم، وقت بذارید و اگه سه پست قبل رو نخوندید، حتماً بخونید. چون اگه نخوندید و اطلاعاتشو ندارید، تقریبا نزدیک به یه بیسواد هستید! ... پست چهارم، نزدیکتر از چیزیه که در آینه دیده میشه! (سایپا ، مطمئن)

:-))


  • ۹۶/۱۰/۱۱
  • دکتر میم

نظرات (۱۲)

  • هوای باروونی
  • سلام خواستم بخوونم دیدم خیلی بلندن!پشیمون شدم((((((:
    پاسخ:
    خسته نباشی،، به زندگیت ادامه بده
    توصیه های شمارو اویزه گوش میکنیم دکتر 
    متن ها همه عالی بودن 
    و تازگیا من کارگاههای کارافرینان و استارت اپ ها رو پیدا کردم خیلی خوبه که قبلش یه اشنایی مختصر داشته باشیم .
    .وخب من خواهرم کار افرین هستن ویه کارگاه کوچولو صنایع دستی اداره میکنن و خیلی هارو اموزش میدن و بخش تبلیغات اینترنتیش با منه به واسطه اینترنت این کار گاه ها رو پیدا کردم  که کار افرینا باهم جلسه میزارن و همو پیدا میکنن در سطح استان و در مواقعی از کار های هم ایده میگیرن و شراکت دارن 
    ...البته برای شرکت در این کارگاه ها هفت خان رستم رو طی میکنین 
    و خیلی خوشحال شدم که شما بحث و موضوع رو مطرح کردین ..سپاس از متن های خوبتون 


    پاسخ:
    خواهش میکنم، ایشالا که اوضاع بهتر شه
  • ماهی کوچولو
  • حتما میخونم پست های قبلی رو اتفاقا دیروز می دیدم دارین تند تند می نویسین پستا رو ولی دارم جزوه تایپ میکنم استرس گرفتم که چرا تموم نمیشه لعنتی :)) تمرکز ندارم پست های جدی و مهم رو بخونم گذاشتم برای بعد تایپ که از بی سوادی در بیام فعلا دارم خیلی فداکارانه خودکشی میکنم برای درست کردن جزوه ی ترم بعد استاد جانوری مون که دانشجوهای بعدی لذت ببرن از درس نه اینکه هی بخوان جزوه بنویسن و حرص بخورن
    پاسخ:
    فداکاری دانشگاهی ! :-) ایشالا 
  • گمـــــــشده :)
  • بعضی وقتا به آدم فشار میاد خب
    باید یه حایی تخلیه کنه
    نه در حدی که باعث بشی یه پدر و پسر کشته بشن
    :/
    پاسخ:
    اگه به تخلیه فشار بود که... :-/ 

    هم خوشم نمیاد از رفتارات هم خوشم میاد
    اگر بفهمم اهل چاخان و بزرگنمایی هستی که دیگه هیچ خوشم نمیاد ازت
    موفق باشی دکتر
    پاسخ:
    خداروشکر من هیچ حسی نسبت به احساساتت ندارم :-)
    پس راحت باش
  • گمـــــــشده :)
  • یه چیز دیگه ام که هست اینه که  من حرفاتونو درک نمی کنم
    راستش برام دور از ذهنه...بیشتر برام جنبه اطلاعات عمومی دارن
    زیادی هرچی می نویسین آرمانیه
    منظورم در مورد کسب و کاره بیشتر
    منم همیشه به هودم می گم باید در سخت ترین شرایط هم بتونم گلیم خودمو ازاب دربیارم ولی الان که وسط قصه ام دارم حس می کنم که گاهی واقعا نمیشه 
    حالا یا بدشانسیه یا هرچیز دیگه ولی گاهی حقیقتا نمیشه
    در مورد خودم البته می دونم ایده خاصی ندارم. یعنی آدم ایده پردازی و دنبال دردسرهای بعدش رفتن نیستم...بیشتر باید ایده های بقیه رو عملی کنم
    حالا این که خودم این طور به خودم تلقین کردم یا واقعا شخصیتم این طوره دیگه نمی دونم
    تو سفر دماوند دوستی بهم گفت برم تکلا یاد بگیرم که نیاز جامعه مهندسی الان تو این شهره. و به شدت بهش نیاز دارن. الان حدود ۴ماهه می دونم ولی هنوز دنبالش نرفتم. به این در فرهنگ عامه می گن ....بی خیال نمی گم 😐

    پاسخ:
    خب مگه من گفتم همیشه میشه ؟ که میگی آرمانیه؟!
    اصلا اصل و اساس همینه، یه عده میشن کارفرما، یه عده کارمند. هیچکدوم هم بد نیست!
    گاهی وقتا هم مجبوری یه دوره ای کارمند باشی تا برای کارفرمایی آماده بشی
    ...
    میدونی ولی دنبالش نرفتی؟! D:
    بعدش من آرمانی میگم؟ :-))  البته راس میگی ها. منم خب خیلی چیزا رو میدونم ولی حال ندارم . 
    پست‌های خیلی خوبی بودن٬ و ترسناک البته٬ توأم با دلهره و نگرانی. داره چی میاد به سرمون؟ :/
    من ان‌قدر تحت تاثیر قرار گرفتم که نشستم فکر کردم به یه ایده رسیدم٬ یکم تحقیقات و برآورد هزینه و خیال‌پردازی٬ آخرشم دلسرد شدم سپردمش به آب روون. 

    پاسخ:
    :-)) جدی؟! چرا آب روون؟! 
    آقای دکتر من بیشتر از یکساله که اینجارو میخونم. نوشته هاتونو واقعا دوست دارم. و با وجود اینکه زیاد نمیشناسمتون براتون احترام زیادی قائلم. اما در مورد این نوشته :
    اولش فکر کردم یک کنایه است البته هنوز هم مطمئن نیستم ولی میخوام بگم دقیقا تک تک این جملات باور و اعتقاد قلبی من تو زندگیه. اما راستش هیچوقت جرات گفتنش به دیگران و نوشتنش رو نداشتم چون میترسیدم منو به "گرسنگی نکشیدی یا بیکاری نکشیدی که بفهمی"  متهم کنند.همیشه گفتم شاید من هیچوقت طعم فقر رو نچشیدم اما والدینی داشتم که سالهای زیادی از عمر شون رو با فقر زندگی کردن تا الان من در فقر نباشم... 
    پاسخ:
    لطف دارین

    + درسته، خیلی از پدر مادر ها این زحمت و سختی رو کشیدن. حداقل تو نسل بعدی از بین نره
    من هم از اون دسته‌ایم که از شکست می‌ترسن. می‌ترسم که از صفر شروع کنم و زحمت بکشم و پس‌انداز و وقتم رو بذارم و آخرش شکست بخورم. درواقع ان‌قدر می‌ترسم و ان‌قدر انسان محتاط و بی‌جربزه‌ای هستم که اصلا شروعش نکنم.

    من رو باید یه جا جذب کنن٬ فقط ایده بدم٬ بقیه برن دنبالش انجام بدن. :دی
    پاسخ:
    پس باید یه قراری بزاریم :-) ایده هاتو آماده کن و پرورش بده و بنویس
    واقعا یه روزی یکی میاد و اقتصاد و نجات میده؟؟؟؟  :O
    پاسخ:
    ایشالا ... 
    خلاصه شو نمیشن بگین دکتر؟!:دی
    یکممممم به کوچولووووو طولانیه سه پست قبل:دی
    پاسخ:
    یه م.ج. بنداز ، سه دقیقه ای خوندی
    دکتر چی بجای م.ج مینداختین؟!:)))
    اونکه کاملا کند میکنه:-/
    و مطمعنم نیستم بعدش چیزی از پستاتون یادم بمونه:))
    پاسخ:
    :-))
    لوز که بزنی، از غم و فکر دنیا خلاص میشی و ریلکس، میشینی و میخونی :-))
    بعدش بگیر بخواب . راااحت :-)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی