روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

جشنواره فجر سال ۹۶ (قسمت اول) ، بدون اسپویل

شنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ۰۱:۳۱ ب.ظ

هرچند مردم آزاری رو خیلی دوست دارم، اما تصمیم گرفتم پست های جشنواره رو دو قسمت بکنم و قسمت بی اسپویل و اسپویلر رو جدا بکنم. همه عمر من وقف فرهنگ سازی شد با همین حرکت :-) لذا، قسمت اول رو همه میتونن بخونن، اما در ادامه مطلب، با اخطار، قسمت بیشتری از قصه رو میگم.

نمره هایی که توی آرای مردمی باید میدادیم، از یک تا پنج که «یک» یعنی ضعیفترین و «۵» یعنی عالی بود. رای ای که من به هر فیلم دادم رو آخر نقد همون فیلم نوشتم و کاملاً شخصیه و ممکنه با نظر شما فرق داشته باشه. اما در نقد فیلم، یقیناً کمتر کسی رو میتونین پیدا کنین که به اندازه من، ذهنیات قبلیش و توقعات و احساساتش، روی نظراتش تاثیری نذاره :-) من این هندونه ها رو بذارم توو انبار و بیام شروع کنم...


+ «خجالت نکش» از رضا مقصودی

کمدی. ایده فیلم تقریبا جالب بود، بچه دار شدن یک زوج پیر در یک روستای سنتی و پنهان کردن موضوع از مردم بخاطر خجالت. سیاست های جمعیتی حکومت («دو بچه کافیست» در قدیم ،، و «بچه های بیشتر» در الان) خیلی جالب دستمایه طنز قرار گرفته (چه جمله کتابی ای شد! حالم از خودم بهم خورد :-)) )

تقریبا فیلم که از نیمه گذشت، با اینکه تیکه های کمدیش بدک نبود، اما دست کارگردان از قصه، خالی موند و فیلم کشششدااارررر شد که من قرار بود نمره ۳ بهش بدم ، اما نمره ۲ رو دادم. میشه گفت یک تله-فیلم خوب بود که همه چیز متوسط داشت و احتمالا در هیچ رشته ای کاندید سیمرغ نخواهد شد.

- در حد اگه حوصله تون سر رفت و میخواستین اکیپی برین سینما، بد نیست. خوبه.


+ «سرو زیر آب» از محمدعلی باشه آهنگر

از محمدعلی باشه آهنگر ، بعد از گذشت ۷ سال از فیلم «ملکه» که یه فیلم ساخته، انتظار زیادی داشتم، که تقریبا برآورده شد. ژانر جنگ، که میدونید روش حساسم و ریزبینانه تر میبینم. و البته المان های ثابت فیلم های باشه آهنگر، دکور و لوکیشن های خاص و وسیع، قصه های پشت پرده و ناگفته جنگ بشکل کاملا عالی و درگیرانه با فکر و تصمیم گیری های سخت. قصه در محل معراج شهدای جنگ میگذره. جایی که جنازه شهدا میاد، شناسایی میشه، کفن میشه و به خانواده تحویل داده میشه و همینطور تعیین تکلیف جنازه های بی پلاک یا غیر قابل شناسایی یا مشکلات فراوان دیگه... فیلمبرداری و فیلترینگ نور و صدابرداری فیلم، نزدیک به عالی بود. بازی های بازیگران، قوی و قابل قبول بود. بابک حمیدیان، مسعود رایگان، رضا بهبودی، مینا ساداتی، همایون ارشادی، مهتاب نصیرپور ، ... داستان رو دوست داشتم، اشک هم ریختم. احتمالا کسایی که اهل ژانر جنگ و حاشیه های جنگ هم نیستن، با مفاهیم و درگیری های فیلم به چالش فکری و اخلاقی کشیده بشن. نمیدونم البته بخاطر پراکندگی نقش ها و میزان دیده شدنشون، کاندیدای بازیگری داشته باشه یا نه. اما فیلمنامه اورجینال، صدا ، تصویر و نور و طراحی صحنه و لباس ، احتمال قوی از نامزدهای سیمرغ خواهند بود.

فقط بقول همسر ، نفهمیدیم چرا اینقدر توی فیلم باروون میومد! دزفول و کل خوزستان بارون، رفتن پشت سنگه لرستان بارووون،، رفتن یزد باروون ! :-)) هوای مطبوعی بود توی سالن :-) من نمره ۴ رو دادم، بخاطر اینکه اگه فیلم بهتری دیدم، جای ۵ داشته باشه.


+ «سؤ تفاهم» از استاد ِ جملات فلسفی ، احمدرضا معتمدی

احتمالاً این بنده خدا رفته بود «ماهی و گربه» یا «هجوم» شهرام مکری رو دیده بود و خوشش اومده بود و دلش میخواست یه سناریوی پیچیده و وااووو مثل اون بنویسه و بسازه! حقیقتش من با شناخت قبلی و یه انتظار خوب از معتمدی رفتم که یه فیلم خوب ببینم، اما از من بجای «واااووو» ،، یه «اووه شت» نصیبش شد و یه نمره ضعیف ۱ .

ببینید خداروشکر مثل هر روز جشنواره پارسال، امسال تاحالا به فیلم داغون و تاسف آور برنخوردیم و اینکه ۱ دادم بخاطر ضعف کارگردان در درآوردن یه ایده خوب سینمایی بود. بازیگراش بدک نبود، مریلا زارعی، هانیه توسلی، اکبر عبدی، پژمان جمشیدی، کامبیز دیرباز ... اما تحت تاثیر قصه واضحی که زور میزدن مبهم نشونش بدن، بازی ها به چشم نیومد. ادا بازی، توهم سازی غیرقابل قبول، حوصله سر بر... تا جایی که تمایل به خواب داشتم و به احترام معتمدی، بزور تا آخرش دیدم.

ایده، یه گروگانگیری و اخاذی بود که درغالب مثلا ساخت یه فیلم سینمایی انجام میشد و پوشش میداد...

سیمرغ؟! ... نمیدونم، بعیده، شاید توی رشته های کم اهمیت.


+ جشن دلتنگی ، پوریا آذربایجانی

از انتظارم کمی بهتر بود، هر چند که نمره ۳ دادم بهش. موضوع درهم تنیدگی شبکه های اجتماعی با زندگی روزمره ماست. و پشت پرده آدم های اینستاگرامی. محسن کیایی همیشه آدم خنده داریه و بار ضعف فیلمها رو تا حدودی به دوش میکشه.

بابک حمیدیان و مینا ساداتی، بهنام تشکر و پانته آ پناهی ها هم هستن.

کلاً بنظرم یک فیلم میان رده بود. متوسط در همه چیز. بدون انتظار برای نامزدی سیمرغ.


اسپویل در ادامه مطلب


««« خطر لو رفتن قطعی قصه فیلم ها »»»


+ خجالت نکش: 

زوج روستایی که سه تا بچه دارن، تحت جوّ شعار «دو بچه کافیست» میرن دکتر و مرد ، وازکتومی میکنه که دیگه بچه دار نشه. بیست سال بعد که هر سه بچه بزرگ شدن و زن گرفتن، پیرمرد دوباره تحت جوّ شعار «ما میتوانیم» دوران احمدی نژاد و زیاد کردن جمعیت، هوس بچه دار شدن میکنه و بدون اطلاع زنش، دوباره عمل میکنه و بچه دار میشن :-)) زوج از خجالت، به هیچکس نمیگن و شبی که قراره بچه بدنیا بیاد، بچه هاشون از تهران همه میان روستا. اونشب بچه بدنیا میاد و طی یه فرایند مسخره و طی مخفی کاری، بچه گم میشه و دست یه خانواده دیگه میوفته و دست بدست میشه و اینا هم دنبال بچه. آخرش بچه وسط جمعیت روستا بدستشون میرسه و همه میگن واای چه جالب و اونا هم میفهمن که بچه نعمت خداست و نباید پنهانش میکردن و خجالت میکشیدن.


+ سرو زیر آب:

جایی که جنازه های جمع شده شهدا رو میاوردن برای شناسایی و غسل و کفن و تحویل، بهش میگفتن معراج. گاهی وقتها خیلی از رزمنده ها بخاطر توجیه نشدن، پلاک با خودشون نمیبردن، یا مثلا موقع جنگ، ده تا از دوستاشون شهید میشدن و زنده ها برای اینکه بگن فلانی شهید شده و جنازه ش توی خط مقدمه، پلاک شهدا رو میاوردن عقب، و بعدا که جنازه ها پیدا میشد، ناشناس بودن!! اینجا مشکلاتی بوجود میاد که کدوم جنازه مال کدوم خانواده ست؟! بابک حمیدیان که یکی از مسئولان معراجه اعتقاد داره که میشه بعضی از جنازه های ناشناس رو به خانواده های منتظر تحویل داد تا حداقل پدر مادراشون راحتتر باشن و دق نکنن. اما افراد دیگه با این موضوع تعارض دارن. در همین بین، یه خانواده زرتشتی از یزد، میان دنبال پسرشون و مسئولان میفهمن که جنازه اونا رو یه ماه پیش دادن به یکی از قوم های متعصب لر در لرستان! برای نبش قبر که میرن، درگیری هایی پیش میاد و ... نهایتا جنازه همونجا میمونه. تا چند روز بعد برادر بابک حمیدیان شهید میشه و جنازه کاملا سوخته ش شناسایی میشه و بابک حمیدیان شخصا تصمیم میگیره و جنازه برادرشو میده به خانواده زرتشتی به عنوان پسر اونا.


+ سو تفاهم:

بابای هانیه توسلی پولداره. چند نفر نقشه میکشن که مثلا یه فیلم گروگانگیری بسازن و هانیه توسلی رو بدزدن و از باباش اخاذی بکنن. به هانیه توسلی میگن که فقط یه فیلمه ، اما طی این سناریو واقعا اخاذی میکنن و کامبیز دیرباز (یکی از دزدها) که مثلا توی فیلم باید سم بخوره و کشته بشه، واقعا کشته میشه!! و آخرش میفهمن که بخاطر سم توی فیلم کشته نشده و بابای دختره، موقع اخاذی سم به خورد پسره داده.


+ جشن دلتنگی:

ماجرای چند نفر و چند خانواده ست که از طریق اینستا بهم مرتبط میشن و روابط آدمها و پست هایی که میذارن و پشت پرده واقعیش. مثلا یه خانومه توی اینستا به آشپزی معروفه و غذا میپزه و عکس میگیره و نمیذاره شوهرش غذاها رو بخوره و درگیریهاشون. از یه طرف دختر والیبالیستی که کلی فالوئر داره و یه ساله تصادف کرده و روی ویلچره، اما کسی نمیدونه و همه به حالش غبطه میخورن... و محسن کیایی که شاخ اینستاست با سه میلیون فالوئر ، اما بدبخته و پول نداره که از ایران فرار کنه. بابک حمیدیان که زنش بخاطر پز اینستا حامله شده و عکس میذاره و غبطه زندگی همون آدمهای مجازی رو میخوره. همش همیناست.


  • ۹۶/۱۱/۱۴
  • دکتر میم

نظرات (۱۳)

آقا :)))
فیمای خوب رو دیگه تا این حد اسپویل نکنین خب. فیلم بدا رو اسپویل کن که نریم ببینیم! یا لااقل ته و توی داستان رو کامل نگین خب. :)
 سرو زیر آب به نظر فیلم جالبی باید باشه. فیلم ملکه هم یه نگاه خیلی لطیف و تازه‌ای به جنگ داشت. 
پاسخ:
تا چه حد؟؟!! من که جدا کردم!
ممنون دکتر امسال نرفتم مجله سینمایی بخرم برا فجر 
دیگه یادداشت های شما رو می خونم فقط بدقولی نکنید
پاسخ:
ایشالا حتما :-)
بلاخره برای اسپویل فیلما یه فکری کردی :)) 

فیلمی دیدم قطعا میام ادامه مطلب رو میخونم
پاسخ:
:-))
دستتون درد نکنه دکتر خیلی عالی توضیح دادین البته فیلمهایی که گفتین ضعیفه ادامه ی مطلبش رو خوندم همینقدر هم ازشون خوشم نیومد ایشالا فیلمهای خوبی اکران بشه و ببینید و به ما هم بگین
ممنون
پاسخ:
ایشالا :-)
  • سید رمضان حسینی
  • خیلی خیلی ممنون دکتر. یادداشت به اندازهٔ کافی کامل بودن. این اسپویلا هم احتمالا به جز مورد ۳ و احتمالا یه کم تو مورد ۴ (البته اگه کارگردانش ایده‌ش رو خوب و با تعلیق در آورده باشه) نمی‌تونن چیزی از لذت فیلم کم کنن به نظرم؛ خوشبختانه قرار نیست بخوام ۳ رو ببینم.
    خدا واقعا خیرتون بده. بخش زیادی از معضل سال آینده‌مون رو حل کردید.
    پاسخ:
    خواهش میکنم :-)
    من انقد حساسم رو لو رفتن قصه که اون قسمت های بدون اسپویل رو هم نتونستم کامل بخونم:(
    پاسخ:
    نه بابا، قسمت اول رو با خیال راحت بخون، هیچ اسپویلی نداره
    سلام دکتر
    دستتون درد نکنه، کلاً دیگه از همینجا فیلم ها رو دیدیم :)
    در کل فکر کنم «سرو زیر آب» و «خجالت نکش» بهتر از همه بود
    موفق باشید
    پاسخ:
    سلام ، اره تقریبا، از بین چهارتای اول
     سلام دکتر دستتون درد نکنه خیلی خوب بود  

    پاسخ:
    خواهش میکنم :-)
    خب من دلم می‌خواد یه خلاصه‌ای از فیلم هم بدونم. اینش اسپویل نیست به نظرم. 
    ولی خب گفتن نکته کلیدی فیلم یا همون آخرش یهویی خورد تو ذوقم. :)
    درکل دستت درد نکنه:دی
    پاسخ:
    گفتم که قسمت دوم، همشو میگم :-))
    منم کمتر کسی رو دیدم که بتونه یه انبار هندونه رو زیرِ بغلش بزاره :))))))))
    ما که ادامه مطلب رو نخوندیم، تازه همون متنِ اولی رو هم که خوندیم یه جورایی حکمِ اسپویل داشت برامون، ولی ممنونیم دکتر که وقت میزارید و برای خواننده های مشتاق از فیلم ها مینویسید.
    پاسخ:
    نه بابا، خداییش اسپویل نبود، همون قصه یه خطی فیلمه که از یه سال پیش خود کارگردانا اعلام کردن
    ممنون از زحمتاتون(گل)
    اسپویل خیلیم عالیه

    پاسخ:
    :-)
  • פـریـر بانو
  • چقدر خوبه این پست. ممنون که نوشتین دکتر
    دلم خواست سرو زیر آب رو ببینم واسه همین قسمت دومش رو نخوندم :))
    پاسخ:
    :-)  خواهش میکنم
    از هیچکدوم داستانش خوشم نیومد.ببینیم در ادامه چیه:)
    ممنون بابت توضیح و تفسیر.خوشمان امد از این حرکت:)
    پاسخ:
    خب قصه گفتن ِ من با فیلم فرق میکنه ها! من شاید قصه گوی خوبی نباشم :-)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی