روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند... سکوووت

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند... سکوووت

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

جشنواره فجر ۹۶ (قسمت چهارم)

پنجشنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۳۶ ب.ظ

+ «چهارراه استانبول» از مصطفی کیایی : 

حتماً میدونید که فیلم درمورد آتشسوزی ساختمان پلاسکوئه. فیلم گیشه ای خوب و موفقی میشه. تصور کنید عیناً فیلم «خط ویژه» یا «بارکد» دقیقاً با همون بازیگرا و همون تیپ ها و شخصیت ها، فقط کاراشون توی این فیلم در ارتباط با ساختمان پلاسکو ئه. جلوه های ویژه و تدوین فیلم نقطه قوتشه. از این نظر که خب الان ساختمان پلاسکوئی وجود نداره! اما در این فیلم بخوبی نماهای ساختمان پلاسکو جا داده شده. قصه فیلم مثل فیلم های قبلی مصطفی کیایی و بازی و شخصیت محسن کیایی هم دقیقا همون نقش های «خط ویژه» ، «بارکد» ، «جشن دلتنگی» و.... بنظرم محسن کیایی، نوعی نوید محمد زاده ست، اما در ژانر کمدی. من نمره ۳ دادم به فیلم ، هرچند نهایتا تا ۳.۵ جا داشت.


+ ‌«تنگه ابوقریب» از بهرام توکلی : 

برای منی که بشدت فیلمهای ژانر جنگ رو دیدم و میبینم و خیلی هم روشون حساسم، فیلم خیلی خیلی بدی بود. به دودلیل درموردش طولانی مینویسم. اول اینکه ژانر جنگ بود. دوم اینکه از بهرام توکلی انتظار نداشتم و به امید یه فیلم با نمره خوب ۴ رفته بودم. اما... راستش میخواستم وسطای فیلم برم بیرون... :-/ و کل نیمه دوم رو فقط گذروندم که تموم بشه و برم. الان که دارم اینو مینویسم، دوتا منتقد مسخره که هرشب میان «برنامه مزخرف هفت» دارن ور میزنن و خانومه که هر شب میگفت «من به ژانر جنگ علاقه و مطالعه ندارم» ، حالا داره مباحثی رو مطرح میکنه در حمایت از فیلم، که هیچ ربطی نداره به سینمای جنگ! 

فیلم درمورد ماجرای حمله عراق به خوزستان در روزهای آخر جنگ و درگیری در منطقه ابوقریب هستش. همین. هیچ اسپویلی وجود نداره! فیلم همینه! بدون هییچ قصه مشخصی!! و بدون هیچ شخصیت پردازی ای! یه مشت آدم نچسب و بی هویت که مثل عروسک بودن وسط یه جنگ پر سر و صدا و بمب و خمپاره و شلووووغ و زخمی و تیر و...!! همین! 

امیر جدیدی خیلی بد و نچسب بود و کاملاً اضافه! و همینطور بازیگران دیگه. تنها کمی جواد عزتی به دل مینشینه. 

اما بعضیا فکر میکنن سینمای جنگ، یعنی همین که وسط میدون و تیر و خمپاره و...! بدون هیچ حرفی! هیچ درسی! هیچ روایت اصلی و فرعی ای!

خب این بمب و انفجارهای نمایشی رو که ما هزاربار دیدیم. مثلا منتظر تیکه های بی مزه امیر جدیدی یا نشون دادن قدرت صنعت بالیوود بودیم؟! (جلوه های ویژه و انفجارهای متعدد و شلوغ این فیلم، کار دوستان عزیز بالیوود بود که اتفاقا خیلی هم خوب بود) 

بخاطر همین هیجان و تنش شدید بود که خیلیا که زیاد فیلم جنگ ندیدن، خوششون اومده بود. بنظرم فیلمی که صرفاً درمورد جنگ و صحنه های جنگی باشه، اوونقدررر تعدادشون زیاده که برای اینکه بشه حالا یه فیلم خوب از بینشون در بیاد، خیلی باید قوی باشه! خییلیی!

فقط من نفهمیدم که آخه آقای توکلی، شما که مشخصاً نه از نظر اخلاقی، نه حال و هوا، به سینمای جنگ نمیخوری، چیو دیدی که حس کردی میتونی؟! چیزایی که توی سالن به نظرم رسید، «نجات سرباز رایان» ، «هکسا ریج» ، «نورماندی» ، یا... «پرچم های پدران ما» بود.

بدون قصه، بدون بازیگر، بدون شخصیت های پرداخت شده. فقط نمایش بزرگ جلوه های ویژه انفجاری. و کلاً بد ، خیلی بد و بی ارزش. همین. من قاطعانه نمره ۱ دادم.

(این کاملاً نظر شخصیمه. نظرها درمورد این فیلم خیلی متفاوت بود. خودم معتقدم اگه ژانر جنگ دوست دارید، شاید لازم باشه ببینید. بالاخره اینهمه انفجار و آتیش و تیر، ارزش یه بار دیده شدن رو شاید داشته باشه)


+ مستند «زنانی با گوشواره های باروتی» از رضا فرهمند

مستندهای هیجان انگیز و جذاب، واقعا آدم رو تحت تاثیر قرار میدن. چون میدونی واقعی ان. تمرین و تکراری در کار نیست، دکوپاژ و طراحی صحنه ای نیست. مخصوصا مستندی در مورد زنان و بچه های بازمانده از داعشی ها که بعضیاشون هنوز دلشون با داعشه و بعضی ها متنفر از رویکرد داعش و شوهرانی که نیستند یا کشته شدن!

من خیلی خوشم اومد. مستند درمورد زن خبرنگار عربیه که برای بررسی اوضاع خطوط مقدم نیروهای عراقی میره وسط جنگ. بعضی صحنه ها بخاطر واقعی بودن و خطرش واقعا نفسگیره و بعضی قسمت ها بسیار ناراحت کننده. به این مستند عالی نمره ۴ دادم.


+ «لاتاری» از محمدحسین مهدویان :

مشکل اینجاست که فیلم قبلی مهدویان اونقدر خوب بود که همه فیلمای بعدیشو با اون مقایسه میکنن. و از نظر منم فیلم اصلا به قدرت و خوبی قبل نیست. گناه مهدویان هم نیست. فیلم واقعا فیلم خوبیه اما در همین جشنواره هم میتونه در رده بندی، جای سوم یا چهارم رو بگیره. فیلم درمورد باندهای قاچاق دختر به کشورهای حوزه خلیج فارسه. فیلمبرداری اصلا به دل ننشست اما طبق انتظار بازی ها عالی بود. حتی جواد عزتی که یه نقش کوتاه داره. ساعد سهیلی، هادی حجازی فر، حمید فرخ نژاد و... همه خوب. خود مهدویان هم اومد سر نمایش فیلم. قصه خوب و کمی کشدار بود ، البته بنظرم شخصیت پردازی ها عالی بود و هیچ چیزی بی منطق پیش نرفت. احساسات هر بازیگر و کارایی که انجام میده کاملا قابل درک بود. در کل فیلم با ارزشی بود که فکر میکنم برای بهترین فیلم، کارگردانی، فیلمنامه و بازیگری ها کاندید خواهد شد. اما جایزه؟! نمیدونم 

من نمره ۴ دادم.


((شرح ماجرای فیلمها در ادامه ،، خطر اسپویل))


+ چهارراه استانبول:

محسن کیایی و بهرام رادان دوتا رفیقن که تولیدی لباس زدن توی پلاسکو و ورشکست شدن و چون چکها بنام بهرام رادانه، میخواد از ایران فرار کنه. همون شب دختری که دوست محسن کیاییه، با خونه دعوا میکنه و کیایی میبرش تولیدیشون توی پلاسکو و خودش و رادان میرن سر یه میز قمار و اونجا میبازن و یهو پولهای قماربازه رو میدزدن و فرار. میان میبینن پلاسکو آتیش گرفته و میرن داخل و با دختره میرن توی موتورخونه. خانواده ها و طلبکارا و همه هم که اومدن اونجا همه میدونن اینا توی موتور خونه ان و میبینن که ساختمون میریزه و اینا بموقع در میرن، اما گوشیاشونو میندازن توی ساختمون و همه مطمئن میشن که اینا مردن و روزای بعدش هر سه نفر فرار میکنن. 


+ تنگه ابوقریب:

مگه چیزی هم هست که اسپویل باشه؟! جنگ بود دیگه، صحنه های جنگ ایران و عراق، در منطقه تنگه ابوقریب. همین


+ لاتاری:

قصه از عشق دختر پسریه که خانواده ها مخالفن و دختر بخاطر بدهی داداشش یهو تصمیم میگیره با یه نفر (سامی) بره دبی برای کار. دختر میره و چند روز بعد خبر خودکشی و جنازه ش برمیگرده! پسر شروع به تحقیق میکنه و میفهمه که همه چیز مشکوکه و دختر به اسم مادلینگ رفته بوده. بعد از کلی کش و قوس، پسر (ساعد سهیلی) و مربی فوتبالش (هادی حجازی) که از رزمنده های قدیم و بسیار متعصب بوده تصمیم میگیرن برن دبی و سامی رو پیدا کنن. وقتی میرن، میفهمن که اونجا اعلام شده که دختر، کلفت بوده و از طبق ۱۷ ام یه برج موقع شیشه پاک کردن سقوط کرده! بعد میفهمن که اون طبقه مال یه عرب پولدار به نام هلال بوده که سرکرده یکی از بزرگترین باندهای قاچاق دختر، پولشویی، مواد مخدر و... ست. همین موقع حمید فرخ نژاد ، مامور اطلاعات و یار قدیم هادی حجازی فر هم میاد دبی که جلوی این دوستشو بگیره. اما اینا بیخبر خودشون میرن و بعد از ردگیری از محل رفت آمدهای سامی و هلال، ساعد سهیلی وارد خونه سامی میشه و باهاش درگیر میشه و حمید فرخ نژاد سر میرسه و سامی رو میکشه. همزمان هادی حجازی فر هم هلال رو با یک جنجال خبری و جلوی دوربین ها با سر و صدای زیاد، میکشه.


  • ۹۶/۱۱/۱۹
  • دکتر میم

نظرات (۱۲)

از وقتی داستان فیلم لاتاری کاملا لو رفت دیگه با خیال راحت اومدم همه نویسه هاتون ( جای پست دی:) رو خوندم.... راس می گن به هر چی حساس باشی سرت میاد:)
ممنون از اینا. ...خیلی کمک بزرگین واسه انتخاب فیلم موقع اکران هاشون...چون من نمی رم سینما هر فیلمی ببینم:)
پاسخ:
کاملا که لو نرفت :-)) ولی رشیدپور ابله همه فیلما رو لو میده، من زیاد نمیبینم برنامه هفت رو

خواهش میکنم :-)
چهارراه استانبول اولین فیلمی از جشنواره بود که امسال دیدم و منتظر بودم ازش بنویسین تا نظرمو بگم. 
تقاطع اشک و لبخند بود و طولانی! دقیقن بابت تکرار تیپ و شخصیت‌ها و این ماجرای به هر دری زدن برای جور کردن پولِ طلب‌کارا، می‌شد خلاصه‌تر این بخش رو روایت کرد و حرف‌های پلاسکو رو پررنگ‌تر زد. 
جنس صدای پاکدل و حسی که توی بازی داره دوست‌داشتنی بود :)
پاسخ:
اتفاقا الان داشتم با بچه های تیم کوهنوردیمون (تیم آتشنشانی که سر پلاسکو هم بودن) صحبت میکردم، گفتم بهشون که قسمتهای آتشنشانیش کم بود.
 پاکدل آره، دوس داشتم :-)
من همه فیلمها و مستند این قسمتو  کنجکاو شدم ببینم

پاسخ:
خوبه :-))
از فیلم های امسال جشنواره من لاتاری رو تونستم ببینم :) چقدر اشک ریختیم و چقدر با بغض های فروخورده اشون می شد همذات پنداری کرد!

پاسخ:
اشک؟ لاتاری؟ آها اره :-)
  • خورشید ‌‌‌
  • من خیلی منتظر بهرام توکلی بودم. ناامید شدم به واقع. :(
    پاسخ:
    فیلم رو ندیدی؟! 
    به حرفم توجه نکن ، شاید خوشت بیاد. خیلی نظرات مختلف بود
    سلام دکتر
    هیچ کدوم تولیست من جا نگرفتن
    ممنونم
    پاسخ:
    سلام. :-)
    فارغ از تمام این صحبت ها مجموعه ی این فیلم ها کی برای دانلود میاد بریم ببینیم؟ 
    البته که بنا به دلایلی امسال نتونستم تا به اینجای کار هیچکدوم از فیلم هارو ببینم :( 
    پاسخ:
    :-)) ایشالا طی یکی دوسال آینده
    من عاشق خوندن و گوش دادن نقد فیلمم هستم، مازیار رضا خانی منتقد رادیو جوان با امیر یل ارجمند میگفت فیلم چهارراه استانبول محشره و همه رو میخکوب کرده، فیلم تنگه ابو غریب هم بی نهایت تعریف کردن، اما در کل اینا رو گفتم که بگم چرا فیلم های مورد پسند منتقدین با مردم فرق داره اینقدر، در توصیف فیلم بمب میگفت در یک کلام گل درشت. 
    برام جالبه تناقض دیدگاه، و اونا اصرار دارن که مای نوعی فیلم رو نمی فهمیم مثلا نیما حسنی نسب تو اینستاش گاهی میگه به مردم شما اصلا نمی دونید فیلم چیه، نقد چیه.
    پاسخ:
    منتقدین مثل سیاسی هان، موافقت و مخالفتشون براشون نفع و ضرر داره. و ضمناً خیلیا اطلاعاتشون کافی نیست، بعضیا توان قیاسشون پایینه ، بعضیا هم متعصب روی کارگردان یا فضاهای خاصی ان. بخاطر همین خوندن نقدها جالبه اما نباید توجه بهش کرد :-) منتقد خوب و سطح بالا (مثل من) خییلیی کمه. :-)
    اما جدای از شوخی،،  اولا منم نظرم، فقط یه نظره. دوما اصل صنعت فیلم و سینما ، هنر و سرگرمیه.
    فیلم باید براتون قصه بگه، سرگرمتون بکنه ، بهتون درس بده و کلاً شما رو تحت تاثیر قرار بده.
    حالا یه فیلمی منو تحت تاثیر قرار میده و لذت میبرم... شما رو تحت تاثیر قرار نمیده... پس اون فیلم برای من خوبه، و برای شما نه. همین. همش همینه. مثلا چرا باید مردم برای دیدن یه فیلم، زحمت بکشن و هنرهای مختلف و سبک ها و پست مدرنیسم و اگزیستانسیالیست رو بفهمن؟! و اگه ندونن، قطعا مشکل مردم بوده! و اصلا مشکل کارگردان نیست. اره؟! 
    البته الان مد شده، هرچیو نفهمن، میگن واااای چه خوب.
  • به حرف دلت گوش بده
  • باورت میشد تنگه ابو قریب این همه جایزه بگیره دکتر؟
    یه نقدی به این جشنواره و هیئت داوران بنویس که همه رو احمق فرض کرده!
    پاسخ:
    بالاخره با اینهمه حمایت و پاچه خواری بهرام توکلی از دولت جدید، باید یه نونی توو سفره ش میذاشتن دیگه :-/
    مینویسم
    دیشب که رشدپوراعلام کرد بهترین فیلم تنگه ابوقریب باخودم گفتم عه دکترکه میگفت این فیلم مزخرفی پس چی شد،تعجب کردم از انتخابشون،درمورد اعتراضای اقای حاتمی کیا هم نظرتونو بنویسین
    پاسخ:
    بالاخره باید آدمهایی که حمایت های بیدریغ از یه گروه داشتن، یه نونی بیاد توو سفره شون
    الان با خانواده، سینمام
    لاتاری می‌بینیم
    من چون نمی‌دونستم کارگردانش قبلا چیا ساخته با فیلم دیگه‌ای مقایسه‌ش نکردم و از پنج، ۴.۷۵ می‌دم بهش.

    + برای به وقت شام هم همین نمره رو داده بودم.
    پاسخ:
    قبلا ، ایستاده در غبار و ماجرای نیمروز رو ساخته
    ماجرای نیمروزو دیده بودم
    یه بار سینما
    یه بار تلویزیون
    ولی هیچ وقت به اسم کارگردان دقت نمی‌کنم
    یادم نمی‌مونه راستش

    دستش درد نکنه خلاصه. ولی من انتظار داشتم انتقام نگیرن و پایان باز باشه :))
    پاسخ:
    :))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی